آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٣٣٣ - تتميم گفتار در مورد عناصر طبقات زمين رنگين كمان باران و
گفتهاند: سنگ با اعمال شيميائى آب روان مىشود و هوا بدل بآب ميگردد، چنانچه در قلههاى كوه و جز آن ديده شده كه هوا بر اثر سردى غليظ مىشود و ابر چكاننده ميگردد، و در قطراتى كه بر طاس وارو بر يخ است ديده شود، و آب هم با گرم شدن بخورشيد يا آتش هوا مىشود چنانچه در بخار متصاعد از آب گرم ديده شود، چون بخار هوائيست كه از آب ساخته شده و اجزاء لطيف آب هم با خود دارد، و هوا آتش شود چنانچه در كوره آهنگرى بردم كه سوراخهاى آن بسته است و هواى تازه در آن نرود ملاحظه شود كه هواى درون آتش شده.
باد گرم كشنده هم از اين قبيل است، و آتش هم بدل بهواء شود، در شعله چراغ، زيرا اگر آتش بماند بخطّ مستقيم بالا پرد و هر چه در برابرش باشد بسوزد و چنين نيست.
باز هم گفتند چون اين عناصر خرد شوند و با هم بياميزند و با نيروهاى متضاد خود در هم اثر كنند يك كيفيت ميانه پديد شود كه مزاج باشد، و اين تركيب اگر كامل باشد و ماندنى صورت نوعيهاى بدان افاضه شود و آن را زمانى دراز نگهدارد و بسا ناقص باشد و درنگى نكنند و باندك سببى منحلّ گردد مانند كائنات جوّ.
مؤلّف مقاصد گفته: مركّبات بىمزاج ٣ نوعند، زيرا يا در فضاى بالاى زمينند يا در روى زمين يا درون زمين، نوع يكم از بخار پديد شود يا دخان كه هر دو اثر حرارتند كه از ترى اجزاء هوائى آب دار برآرد كه بخار است و از خشكى اجزاء خاك آميخته باجزاء آتش و البته اجزاء هواء هم دارد و آن دود است.
بخار بسا لطيف شود و اجزاء آبى آن بتحليل رود و هوا گردد، و بسا بطبقه زمهريريه رسد و درهم شود ابر چكاننده گردد، و اگر پيش از قطرهشدنش بسرماى سختى برخورد برف فرو ريزد و اگر پس از آن باشد تگرگ گرد خردى بريزد در صورتى كه از مسافت دور آيد زيرا بواسطه حركت و برخورد بهم پرههايش بسايد و