آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١١٤ - فائده ٢ در باره نوروز
و دهقانها در زمان هشام بن عبد الملك نزد خالد قسرى آمدند و اين موضوع را برايش بيان كردند و درخواست نمودند كه يكماه نوروز را پس اندازد و او اباء كرد و بهشام نوشت، و گفت ميترسم اين كار از قول خدا شود كه فرموده است:
«همانا تأخير فزونى در كفر است، ٣٨- التوبه» و در دوران رشيد بخالد بن يحيى بن برمك مراجعه كردند و خواهش كردند نوروز را دو ماه پس اندازد، و بر آن تصميم گرفت و دشمنانش او را بطرفدارى از گبرى متهم كردند، و از آن منصرف شد و بهمان وضع باقى ماند.
متوكل ابراهيم بن عباس صولى را خواست و فرمود كه با مؤبد در باره نوروز هم نظرى كند، و روزها را حساب كند و يك قانون ثابتى تنظيم نمايد، و تأخير نوروز را بهمه شهرستانها ابلاغ كند، و موافقت شد كه نوروز به ١٧ حزيران پس افتد و سال ٢٤٣ هجرى در محرّم نامهها بهمه شهرستانها فرستاده باشد، و بخترى در باره آن قصيدهاى در مدح متوكّل سرود، و متوكّل كشته شد و اين كار بسامان نرسيد، تا معتضد بخلافت برخاست و شهرستانها را از شورشيان باز گرفت، و بامور رعيت پرداخت، و مسأله كبيسه را مهمترين كار خود ساخت و باتمام رساند و نوروز را پس انداخت، جز اينكه نظرى جز نظر متوكل داد.
چون متوكل فاصله را تا آغاز تاريخ يزدجرد در نظر گرفت و معتضد تا زوال ملك فرس و هلاك يزدجرد، بگمان اينكه اهمال كبيسه از اين زمان بوده، و آن ٢٤٣ سال بود و ٤/ ١ روز در آنها برابر ٦٠ روز كسرى شد، و آن را بسال افزود و نوروز را دو ماه پس انداخت و برابر يكم خرداد ماه آن سال شد و ١١ حزيران، و بناى نوروز را بر كبيسه روم نهاد تا با آنها در كبيسه ماهها برابر باشد، و متصدى انجام اين كار وزيرش أبو القاسم نواده سليمان بن وهب بود، و على بن يحيى در اين باره سرود.
|
روز نوروزت يكى باشد نيفتد پيش و پس |
در حزيران تا هميشه يازدهم در دسترس |
|