آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٧٣ - تكملهايست در مورد حقيقت و صفات فرشتهها
را نفس سرپرستى است هر نوعى از انواع بلكه هر صنفى را روح سرپرستى است بعقيده آنها كه طبائع نام دارند، طبائع تام آن نوع كه از آفات و ترسها نگهش دارند، و أثرش در نوع چون اثر نفس انسانى در شخص ظاهر شود (پايان) رازى در (ج ١ ص ٢٧٦- ٢٨٠) تفسيرش گفته: ميان عقلا خلاف نيست كه درجه اشرف عالم بالا وجود فرشتهها است چنانچه اشرف عالم خاكى وجود آدمى است جز اينكه در ماهيت و حقيقت فرشته اختلاف است و چند قول دارد.
١- فرشته مكان دارد و جسمى است لطيف چون هوا و باشكال مختلف درآيد و در آسمانها است و اين قول اكثر مسلمانانست.
٢- طوائفى از بتپرستها گويند فرشتهها همان اختران سعد و نحسند كه بنظر آنها زندهاند و ناطق و سعد آنها فرشتههاى رحمتند و نحسشان فرشتههاى عذاب.
٣- گبران و ثنويه گويند: اين جهان دو ريشه ازلى دارد كه نورند و ظلمت و هر دو جوهر و شفاف و حساس و مختار و توانا هستند و نفس و صورت و كار و تدبيرشان ضد هم است، جوهر نور خوب و خيرمند، پاك، خوشبو، كريم النفس است شادى آور و بىزيان، سودمند و بىدريغ، زنده كن و بىمرگ و جوهر ظلمت بر ضد آنست، از جوهر نور اولياء زايند نه به زناشوئى بلكه بتابش چون پرتو از نور بخش و آن اولياء فرشتههايند و جوهر ظلمت دشمن زايد كه ديوانند نه بزناشوئى بلكه چون برآمدن سفاهت از سفيه و بنا بر اين گفتهها و فرشتهها موجودات مكانى و جسمانيند.
٤- فرشتهها موجوداتى خود دارند ولى لامكان و بىجسم و در حقيقت نفوس ناطقهاند كه جدا از پيكرند و اگر پاك و خالص و خيرمندند فرشتهاند و اگر پليد و تيرهاند ديوند.
٥- قول فلاسفه است كه: جوهر خوددار لامكانند و در ماهيت از نفوس ناطقه بشريه جدايند و از آنها نيرومندتر و داناترند و چون خورشيدند كه نفوس