آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٧٢ - تكملهايست در مورد حقيقت و صفات فرشتهها
بر كارهاى سخت دارند، كارشان طاعت است و جايشان آسمانها، رسولان وحى خدايند بر پيغمبران و امناى آنند. شبانه روز تسبيح خوانند و وانگيرند، گناه خدا را در آنچه فرمايد نكنند، هر آنچه فرمان دارند انجام دهند[١].
و گفته: فرشتهها نزد فلاسفه عقول مجرده و نفوس فلكيهاند، و آنها كه هيچ ارتباطى با اجسام ندارند كروبيين نام دارند و طلسمچيان معتقدند هر فلكى روحى كلى دارد كه سرپرست او است و ارواح بسيارى از آن پراكنده شود، مثل اينكه عرش كه بزرگترين فلك است روحى دارد كه در همه درونيهاى آن اثر كند و از آن ارواح بسيارى برآيند كه با اجزاء عرش و اطرافش مربوطند چنانچه نفس ناطقه سرپرست تن است و قواى طبيعى و حيوانى و نفسانى دارد باعتبار هر عضوى و بدين معنا است قول خدا «روزى كه برخيزد روح و فرشته در صف، ٢٨- النبأ» و قول خدا «ببينى فرشتهها را فراگيرند در گرد عرش بتسبيح و سپاس پروردگارشان ٧٥- الزمر» و چنيناند فلكهاى ديگر.
و براى هر درجه روحى دانند كه اثرش هنگام ورود خورشيد بدان ظاهر شود، و همچنان براى همه روزها و ساعتها و درياها و كوهها و بيابانها و آباديها و انواع گياهها و جانداران و جز آن كه در زبان شرع هم آمده، فرشته ارزاق، فرشته درياها، فرشته بارانها، ملك الموت، و جز آن، و خلاصه چنانچه هر تن
[١] عقيده متكلمين اينست كه فرشته جسم لطيف قابل هر شكلى است و اماميه بدين معتقدند، ولى فلاسفه اسلام براى هم آهنگى با مباحث فلسفه فرشتهها را عقول مجرده و نفوس فلكيه دانند چنانچه آسمانها و عرش و كرسى را نه فلك دانند كه علم امروز آن را باطل ساخته ولى نبايد آنها را متعمد به مخالفت با دين دانست با اينكه در تحكيم مبانى دين كوشيدند و ديگران هم دچار خطاهاى بيشترى هستند با اينكه دليلى بر انكار فرشتههاى جسمانى هم ندارند بطور مطلق و اجماعى هم از امت و اماميه نيست كه همه فرشتهها جسم باشند( از پاورقى ص ٢٠٣).