آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٢٥ - تفسير
وصف نكردند جز اينكه ميگفتند، وسيله امتحانيم كه امرى براى مكلفين القاء كردند تا از آن دورى كنند و دست بكشند با اينكه ميتوانند بكار برند و مرتكب شوند، و آنها بهر كس از آن آگهى دادند گفتند با بكار بردن آن كافر مشو، و از هدف اعلام بدان رو مگردان» چون هدف اينست كه از آن دورى كنى نه اينكه بدان عمل كنى.
سپس فرمود: آموختند از آنها وسيله جدائى زن و شوهر را گرچه مقصود فرشتهها اين نبود كه آن را در اين باره بكار برند، و از اين رو گفت: «ياد گرفتند آنچه را زيانشان داشت و سودشان نداد، چون قصدشان عمل بدان بود نه دورى از آن و بسوء اختيارشان از آن زيان بردند.
٢- مقصود اين باشد كه: پيروند آنچه را ميخوانند ديوها بر ملك سليمان و بر آنچه با دو فرشته فروشده كه «ما انزل» عطف بر ملك سليمانست و على بمعنى مع يعنى آنچه بزبان دو فرشته فرو آمده چنانچه خدا فرموده است «پروردگارا بما بده آنچه را بر رسولانت وعده دادى» يعنى بر زبان آنها و بهمراه آنها و واسطه شدن لفظ ديگر ميان معطوف و معطوف عليه جائز است (و از كلام عرب و آيات قرآن گواه بر آن آورده) و گفته اين در روش عرب مانند بسيار دارد.
سپس خدا فرموده «آن دو فرشته جادو بكسى ياد ندادند» بلكه بسختى از آن غدقن كردند تا آنجا كه «ميگفتند» ما خود وسيله آزمودنيم «مبادا كافر شوى» بجادوگرى، چنانچه مردى گويد: من فلانى را چنين فرمان ندادم بلكه در غدقن از آن اصرار كردم تا باو گفتم اگر اين كار كنى چنين و چنان ميشوى، و اين نهايت بلاغت در سخن است و كوتاه گوئى است كه با لفظ اندك معانى بسيار بفهماند، زيرا با همين جمله كوتاه شرح مفصلى را كه ما گفتيم بيان كرده و براى آن در قرآن مانندهائيست.
خدا فرموده «نگرفته خدا فرزندى و نيست با او معبودى، در اين صورت بدر