پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٩٢ - بخش چهارم دانشگاه امام سجاد عليه السلام
رسيده است چنين برمىآيد كه آن حضرت برنامهريزى كارآمدى براى اين حركت علمى انجام داده بودند. مضافا به اينكه ايشان عليرغم تحمل دردها و اندوههاى فراوانى كه فاجعه كربلا بر ايشان و براى دنياى اسلام بهجا گذارده بود فكر و ذهن خود را براى تعليم دانش به شاگردان آماده ساخته بودند، اينجا است كه مىبينيم همگان را به تحصيل دانش ترغيب نموده و صاحبان استعدادهاى قوى را با زبان و عمل در اينباره مورد تأكيد بيشترى قرار مىداده و از ديگر سوى مورد احترام قرار مىدادند، آداب دانشآموزى را به دانشآموزان آموخته و حقوق معلم و متعلم را به آنان گوشزد نموده و با بيان اجر و ثواب طلب علم آنان را به تحمل رنج و سختى در اين راه ترغيب مىفرمود، چنين بود كه امام سجاد عليه السّلام توانست تعداد زيادى از جويندگان معرفت را كه در جامعه آن روزگار به «قرّاء» يا قاريان قرآن معروف بودند گرد خود جمع كند.
لازم به توضيح است كه از اينجهت به اين اشخاص قارى قرآن گفته مىشد كه تنها محور تمام بحثهاى علمى آنان قرآن و حفظ و تعليم و تفسير آن بوده و در اثر سياست خطرناكى كه حاكمان، پس از پيامبر اكرم به وجود آورده بودند اثرى از علم حديث، سيره، فقه و نگارش كتاب در اين زمينهها نبوده و جريان عادى جامعه به نفع مكتب فكرى امام سجاد عليه السّلام نبود.
با همه اين احوال مىبينيم كه علما فقها و قراء به صورت بىنظيرى گرد امام سجاد عليه السّلام اجتماع كردند كه در زمانهاى ديگر مشابه آن ديده نشده بود، آنها در سفر و حضر آن حضرت را ترك نمىكردند، سعيد بن مسيب مىگويد:
تا وقتى امام سجاد از مكه خارج نمىشد هيچكدام از قراء از آن شهر خارج نمىگرديدند و روزى كه به همراه امام از شهر خارج شديم هزار