پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٧١ - ٤ دعاى آن حضرت
شمردم و بدين جهت دورم نمودهاى ... يا اينكه مرا در مجالس اهل علم نيافتى و خوارم ساختى، شايد هم از غفلتزدگانم يافتى كه از رحمتت نااميدم نمودى يا شايد مرا در انس با مجالس اهل باطل يافتى كه مرا به آن وانهادى، شايد دوست ندارى دعايم را بشنوى كه دورم كردهاى و يا به كيفر گناهانم مجازات كردهاى، شايد هم اين حال، مكافات كمى شرم و حياى من باشد ...
خداوندا اگر مرا به زنجيرهاى گران ببندى و از ميان همه خلايق تنها مرا از عطاى خود محروم نمايى و رسوايىهايم را پيش چشم همه آشكارسازى و فرمان دهى تا مرا به دوزخ اندازند و ميان من و خوبان جدايى افكنى هرگز رشته اميدم از تو قطع نشود و از اميدى كه به عفو و بخششت دارم دست نكشيده محبتت از دلم بيرون نخواهد رفت ...
خداوندا به غربتم در اين دنيا، اندوهم در هنگام مرگ، تنهاييم در قبر، وحشتم در لحد و حال ذلتم در پيشگاهت به هنگام حسابرسى اعمال رحم كن، و گناهانى را كه از همه انسانها تاكنون پنهان مانده و تو از آن آگاهى بيامرز و همچنان بر من پرده پوشى كن، خدايا آنگاه كه در بستر مرگ افتادهام و فقط به دست دوستانم، از اين پهلو به آن پهلو مىشوم، بر من رحم كن، آنگاه كه جسد مرا در محل غسل مىخوابانند بر من تفضل فرما، و آنگاه كه خويشانم، اطراف جنازهام را گرفتهاند و به سوى گور مىبرند، با من مهربانى كن و آنگاه كه به تنهايى در درون حفره قبر به پيشگاهت فرودمىآيم بر من ببخشاى و به غربتم در اين خانه جديد رحم كن تا با غير تو انس نگيرم[١].
[١] . ر ك مفاتيح الجنان« دعاى معروف به دعاى ابو حمزه ثمالى».