پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٣٧ - بخش سوم برنامهريزى جهادى امام سجاد عليه السلام
آمد كه فاجعه كربلا مصداق بارز آن بود دست زد، سخنرانى ايشان در برابر مردم آكنده از همين معانى و مضامين بود.
آزمون كربلا عملا نشان داد كه امت اسلام بهكلى در حالت ركود و نادانى فرورفته و اگر نگوييم اين وضعيت روح مبارزه را در آنان به كلى نابود كرده بود لااقل آن را در نهانگاه جانشان پنهان ساخته بود.
در چنين شرايطى امام سجاد عليه السّلام بهعنوان پيشواى مردم و كسى كه اينك رهبرى جامعه به او رسيده است كاملا به ديده عبرت به اين پديده مىنگريست، لذا شيوه مبارزه خود را مبتنى بر تقويت جوّ دينى در جامعه و توسعه آن به جهان اسلام و سعى در بالا بردن سطح بيدارى اسلامى و گشودن راهكارهاى عملى در ميان اقشار مختلف و تربيت هدايتگرانى كه توان تبليغ فكر اسلامى ناب را در برابر تفكرى كه بنى اميّه در ترويج آن مىكوشيدند داشته باشند نمود.
و چنين روشى هم توجيهات مخصوص به خود دارد، سالها بود كه نيروهاى انحراف بر مراكز توجيه فكرى و اجتماعى دست انداخته و بدين وسيله توانسته بودند تا نسلى بسازند كه در انحراف ذوب شده باشد و اين امر رويارويى جريان سالم اسلامى با آنان را ناممكن مىنمود، چراكه جريان انحراف بسيار قوى و داراى پوشش دفاعى مستحكمى متشكل از سازمانها و قدرتهاى اجتماعى بود و مبارزه با آن جز وارد آمدن زيانهاى پياپى حاصل ديگرى براى جريان سالم در بر نداشت.
بنابراين، در برههاى كه ائمه عليهم السّلام اداره حكومت را به دست نياورده و زنده ماندن رسالت درمقام فكر و عمل به بقاء همين جريان اسلامى در ميان امت و پايگاههاى مردمى آن بستگى داشت روند افزايش و تقويت كمى و كيفى