پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٩٦ - قيام مدينه
مدينه را بترساند خدا او را بترساند و لعنت خدا و ملائكه و همه مردم بر او باد[١].
شايد هم اين حديث را شنيده بود اما چون مىديد كسى كه خود را خليفه پيامبر مىداند به خود جرأت داده كه نوه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را به قتل رسانده و دختران پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را به حال اسارت از شهرى به شهر ديگر ببرد و كسى هم در برابرش زبان به اعتراض نگشاده ديگر مسلم بن عقبه براى تجاوز به شهر پيامبر از چه چيز بايد مىهراسيد؟!
بعد از قتلعام مدينه و سركوبى كامل نهضت، مسلم بن عقبه راهى مكه شد كه در آن عبد الله بن زيبر قيام خود را عليه دستگاه اموى در آن شهر آشكار كرده بود، ولى اجل به مسلم بن عقبه امان رسيدن به مكه را نداد و در ميان راه مرد. پس از او بنا بهدستور يزيد حصين بن نمير فرماندهى سپاه اموى را بر عهده گرفت و چون به مكه رسيد آن شهر را به محاصره در آورد و با منجنيق آتش به داخل شهر پرتاب كرد جورى كه خانه كعبه به آتش كشيده شد[٢].
در همين زمان كه مكه در محاصره سپاه اموى بود يزيد به درك واصل شد و با مرگ او حصين بن نمير فرمانده سپاه اموى كه اكنون ديگر نمىدانست تحت ولايت چهكسى بايد بجنگد نشستهايى با ابن زبير برقرار كرد و اظهار داشت به شرط اينكه ابن زبير با او به شام بيايد حاضر است بيعت با او را بپذيرد اما ابن زبير نپذيرفت و سپاه اموى به شام بازگشت.
[١] . البداية و النهاية ٨/ ٢٢٣ اين حديث را از نسائى روايت كرده و مانند آن را احمد بن حنبل نيز روايت كرده است، در اين موضوع احاديث ديگرى نيز هست كه براى ديدن آن مىتوان به كنز العمال، كتاب الفضائل حديث ٣٤٨٨٦، وفاء الوفاء ٩٠ و سفينة البحار ٨/ ٣٨، ٣٩ به نقل از دعائم الاسلام مراجعه نمود.
[٢] . تاريخ طبرى ٥/ ٤٩٨ و به نقل از آن در الكامل فى التاريخ ٤/ ٢٤ از كلبى از ابى عوانه بن الحكم، سپس روايات ديگرى از ابن عمر نقل مىكند كه در جهت مبرا كردن يزيد پليد سعى كرده است آتش زدن كعبه را به اطرافيان ابن زبير نسبت دهد.