پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٩٥ - قيام مدينه
داشت و به خود نزديك كرد و گفت: امير المؤمنين يزيد مرا به نيكويى درباره تو سفارش كرده و گفته كه حساب تو را از ديگران جدا كنم ...[١].
پرواضح است كه اگر بيعت با يزيد با شرط قبول بردگى و عبوديت بر امام سجاد عليه السّلام عرضه مىشد آن حضرت حتما آن را رد مىكردند و اين به معنى در غلطيدن آن حضرت در خون پاكش و اين امر نيز به معنى دخول در مرحله جديدى از مبارزات شديد در برابر اعمال سركوبگرانه بنى اميّه بود كه رفتهرفته پايههاى دستگاه حاكم را متزلزل مىنمود.
پس از پايان يافتن روزهاى خونين مدينه پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله مسلم بن عقبه چنين گفت: خداوندا من پس از شهادت لا اله الا الله و شهادت به اينكه محمد بنده و فرستاده او است جز قتلعام مدينه عمل ديگرى انجام ندادهام كه آن را دوست داشته و در آخرت به آن اميدوار باشم[٢].
مسلم بن عقبه در آن روزگار بيش از نود سال داشته و با مرگ فاصله چندانى نداشت كمااينكه اندكى پس از جريان حرّه و قبل از رسيدن به مكه از دنيا رفت، او از كسانى بود كه از اسلام جز پوسته ظاهرى آن را درك نكرده و از ظواهر قرآن و احاديث براى توجيه زشتكارىهاى خود استفاده ابزارى مىنمايند، او از دوستان مخلص معاوية بن ابى سفيان بوده و در جنگ صفين قسمتى از سپاه معاويه را در جنگ با خليفه شرعى مسلمانان كه امام امير المؤمنين على بن ابى طالب عليه السّلام بود فرماندهى مىكرد[٣].
گويا او اين حديث شريف پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله را نشنيده بود كه: هركس اهل
[١] . ارشاد ٢/ ١٥٢.
[٢] . تاريخ طبرى ٥/ ٤٩٧ و به نقل از آن در الكامل فى التاريخ ٤/ ١٢٣.
[٣] . وقعه صفين/ ٢٠٦ و ٢١٣، الاصابة ٣/ ٤٩٣- ٤٩٤.