پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٩٤ - قيام مدينه
اين دعا را مىخواندم: «اللّهمّ ربّ السّماوات السّبع و ما اظللن، و الارضين السّبع و ما اقللن، ربّ العرش العظيم، ربّ محمّد و آله الطّاهرين، أعوذ بك من شرّه، و ادرا بك في نحره، اسالك ان تؤتيني خيره و تكفيني شرّه»؛
خداوندا اى پروردگار آسمانهاى هفتگانه و آنچه كه بر آن سايه انداختهاند، اى پروردگار زمينهاى هفتگانه و آنچه كه بر خود حمل مىكنند، اى خداى محمد صلّى اللّه عليه و آله و خاندان پاكش، من از شر او به تو پناه مىبرم، و با قدرتت شرش را در حلقومش بر مىگردانم، از تو مىخواهم كه اگر خيرى در او است به من بدهى و شرش را از من بازگردانى.
به مسلم نيز گفته شد: ديديم كه تو اين جوان و پدرانش را دشنام مىدادى ولى چون او را به نزد تو آوردند بزرگش داشتى؟ گفت: اين كار را از روى اعتقاد قلبى نكردم بلكه چون او را ديدم دلم از ديدنش پر از ترس شد، بدين ترتيب امام زين العابدين عليه السّلام با يزيد بيعت نكرد، على بن عبد الله بن عباس نيز به همين بهانه با يزيد بيعت نكرد، او به دايىهاى خود از قبيله كنده پناهنده شد و آنان به حصين بن نمير نماينده مسلم بن عقبه گفتند: خواهرزاده ما جز به مانند على بن الحسين عليه السّلام با يزيد بيعت نخواهد كرد[١].
مورخان آوردهاند كه امام زين العابدين عليه السّلام بعد از واقعه حرة سرپرستى چهارصد زن از خاندان عبد مناف را بر عهده گرفت و تا خروج سپاه مسلم بن عقبه مخارج آنان را تأمين مىنمود[٢].
و به طرق مختلف آمده: هنگامى كه مسرف بن عقبه به مدينه رسيد به دنبال امام زين العابدين عليه السّلام فرستاد و چون امام عليه السّلام به نزد او آمد او را بزرگ
[١] . النظرية السياسية لدى الامام زين العابدين، محمود بغدادى/ ٢٧٣ از انتشارات مجمع جهانى اهل بيت عليهم السّلام چاپ اول سال ١٤١٥ ه.
[٢] . كشف الغمة.