پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٩١ - قيام مدينه
او به مسلم دستور داد تا مجروحان و فراريان از اهل مدينه را نيز به قتل برسانند[١].
سپاه يزيد به مدينه رسيد، جنگ سختى در گرفت، اهل مدينه در جنگ دل به مرگ داده و تا پاى جان جنگيده و اكثر آنان به شهادت رسيدند كه در ميان آنان عبد الله بن حنظلة و جمعى از اصحاب پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نيز بودند، فرمانده سپاه دستور مولايش يزيد را انجام داد و شهر را بر سپاه خود مباح كرد، سپاهيان به خانهها هجوم آورده كودكان، زنان و پيران را يا از دم تيغ گذرانده و يا به اسارت در آوردند.
تاريخنويس برجسته ابن كثير مىنويسد: مسلم بن عقبه (كه مورخان پيش كسوت او را مسرف بن عقبه ناميدهاند، پير زشتكار جاهلى كه خداوند رويش را زشت گرداند) سه روز شهر مدينه را به دستور يزيد (كه خدايش جزاى خير ندهد) بر سپاه خود مباح كرد، آنان بسيارى از اشراف و قرّاء مدينه را كشته و اموال بسيارى از آن شهر غارت كردند ... زنى از اهل مدينه نزد ابن عقبه آمد و گفت: من كنيز توام و پسرم در ميان اسيران است [او را آزاد كن]
مسلم گفت: پسر اين زن را زود حاضر كنيد، آنگاه او را گردن زد و گفت:
سرش را به مادرش بدهيد، در جريان اين اباحه سهروزه سپاهيان به زنان بسيارى نيز تجاوز نمودند تا جايى كه گفته شده در آن روزها هزار زن بدون شوهر حامله شد.
مداينى از هشام بن حسان نقل مىكند:
بعد از واقعه حره هزار زن بىشوهر از اهل مدينه وضع حمل كردند.
[١] . طبرى ٥/ ٤٨٤ و به نقل از آن در الكامل.