پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٣٩ - احتجاجهاى امام زين العابدين عليه السلام
خواست تا امامتش را تأييد كند اما حجر پاسخى به او نداد.
امام سجاد به او فرمودند: «عمو جان، اگر تو وصى و امام بودى جوابت را مىداد».
محمد حنفيه رو به امام سجاد عليه السّلام كرده عرضه داشت: برادرزاده، حال تو دعا كن، امام سجاد عليه السّلام دعا كردند و پس از دعا فرمودند:
تو را به حق آنكه ميثاق پيامبران، اوصيا و همه مردم را در تو نهاد از تو مىخواهم تا با زبانى عربى و آشكار خبر دهى كه وصى و امام پس از حسين بن على كيست؟»
حجر الاسود در جاى خويش به ارتعاش درآمد، گويا كه مىخواهد از جا كنده شود و خداوند آن را به زبان عربى آشكار به سخن آورد كه:
خداوندا همانا كه وصيت و امامت پس از حسين بن على بن ابى طالب به على بن الحسين بن على بن ابى طالب و فرزند فاطمه دختر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله مىرسد»، محمد در حالىكه رو از امام سجاد عليه السّلام برگردانده بود بازگشت[١].
و از امام صادق جعفر بن محمد عليه السّلام از پدرش از جدش على بن الحسين عليهم السّلام نقل شده كه فرمود:
ما پيشوايان مسلمانان، حجتهاى خداوند بر جهانيان، سروران اهل تقوى، و سركرده گروه سپيدپيشانيان نورانى [گروهى از بهترين ساكنان بهشت] و مولاى مؤمنان هستيم، ما چون ستارگان كه باعث امنيت آسمان هستند باعث امنيت زمين مىباشيم، و آنانيم كه به واسطه ما خداوند آسمان را از فروافتادن بر روى زمين- مگر آن زمان كه خود اراده كند-، و زمين را از لرزانيدن اهلش نگاه مىدارد، به واسطه ما است كه باران مىبارد، رحمت منتشر شده، بركات زمين از آن خارج مىشود و اگر يكى از ما در زمين نباشد، اهل خود را فرومىبرد.
سپس فرمود:
[١] . شيخ طبرسى، احتجاج: احتجاجات امام سجاد عليه السّلام.