پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٣٨ - احتجاجهاى امام زين العابدين عليه السلام
به چنين عملى مىنمايند» سپس فرمودند: «اين مسئله [ازدواج فرزندان آدم با يكديگر] قابل انكار نيست، همه اين مسائل مطابق با شريعت بوده است، آيا خداوند همسر آدم را از خود او نيافريد و سپس ازدواج با او را بر آدم جايز فرمود؟ اين شريعتى از شرايع الهى بود و بعد از آن، امر به تحريم نازل گرديد»[١].
٦. از امام ابو جعفر باقر عليه السّلام روايت شده است كه پس از شهادت امام حسين عليه السّلام محمد بن حنفيه به دنبال امام سجاد عليه السّلام فرستاد و چون با آن حضرت خلوت كرد گفت: اى برادرزاده، مىدانى كه پيامبر اكرم وصيت و امامت را بعد از خود براى على بن ابى طالب، پس از او براى حسن و پس از او براى حسين قرار داده است اكنون پدرت بدون اينكه درباره وصى پس از خود چيزى بگويد كشته شده و بر او نماز گزاردهاند، من هم عموى تو و برادر پدرت بوده و از نظر سنوسال و سابقه بر تو كه جوان نورستهاى هستى برترى دارم، پس در امر وصيت و امامت با من مخالفت و كشمكش مكن.
امام سجاد عليه السّلام در پاسخ به او فرمودند: «از خدا بپرهيز و ادعاى چيزى را نكن كه در آن حقى ندارى، من تو را پند مىدهم تا از نادآنان نباشى، عمو جان، پدرم قبل از رفتن به عراق مرا وصى خود قرار داد و ساعتى پيش از شهادت نيز با من عهد امامت بست، اينك اين شمشير رسول خدا است كه در نزد من است پس خود را در معرض اين امر قرار نده كه من براى تو از كوتاهى عمر و نابسامانى احوال بيم دارم، خداوند متعال وصيت و امامت را تنها در نسل حسين عليه السّلام خواسته و بس و اگر تو مىخواهى اين حقيقت را باور كنى برخيز تا با هم نزد حجر الاسود رفته آن را به داورى در اينباره بخوانيم».
امام باقر عليه السّلام فرمايد: «اين مناظره در مكه روى داد و آن با هم نزد حجر الاسود رفتند، امام سجاد عليه السّلام به محمد حنفيه فرمود: «ابتدا شما آغاز به نيايش به درگاه خداوند متعال كنيد و از او بخواهيد تا اين سنگ را به نفع شما به سخن درآورد، سپس از سنگ سؤال كنيد»، محمد شروع به نيايش كرد و از خدا خواست تا حجر الاسود را در تأييد او به زبان آورد، آنگاه از سنگ
[١] . شيخ طبرسى، احتجاج: احتجاجات امام سجاد عليه السّلام.