پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٣٧ - احتجاجهاى امام زين العابدين عليه السلام
گفتند: على بن الحسين. گفت: از خاندان علم!، پس از اين ماجرا ديگر كسى نديد كه حسن بصرى مردم را موعظه كند[١].
٥. ابو حمزه ثمالى از امام سجاد عليه السّلام روايت كرده به مردى از قريش چنين فرمود: «زمانى كه خداوند توبه آدم و حوا را پذيرفت، آدم با حوا آميزش كرد و تا قبل از اين قضيه هرگز چنين كارى نكرده بود، آدم براى خانه خدا و اطراف آن احترام زيادى قائل بود، لذا به هنگام آميزش با حوا از آن محدوده خارج مىگرديد و در منطقه حل مبادرت به اين كار مىكرد و براى بازگشت به منطقه حرم ابتدا هردو غسل مىكردند و سپس به محدوده خانه خدا داخل مىشدند.
حضرت چنين ادامه دادند كه: «از آدم و حوا بيست پسر و بيست دختر متولد شدند.
اولين بار كه حوا وضع حمل كرد يك پسر و يك دختر به دنيا آورد به نامهاى «هابيل» و «اقليما» و دوّمين بار وضع حمل يك پسر و يك دختر به نامهاى «قابيل» و «لوزا» به دنيا آورد كه اين دختر (لوزا) زيباترين دختر آدم بود. وقتى اين چهار به سن رشد رسيدند، آدم ترسيد كه فتنهاى روى دهد. لذا آنها را خواست و گفت: اى هابيل مىخواهم لوزا را به ازدواج تو درآورم و اى قابيل مىخواهم اقليما را به ازدواج تو درآورم. قابيل گفت: من اين كار را نمىپذيرم آيا من با خواهر زشتروى هابيل ازدواج كنم و هابيل با خواهر زيباى من ازدواج كند؟ آدم گفت:
قرعه مىكشيم و هركدام از اين خواهران به نام هركدام از اين برادران درآمد با او ازدواج كند، قرعه لوزا به نام هابيل و اقليما به نام قابيل درآمد و به همين ترتيب ازدواج كردند پس از آن ازدواج كردن با خواهر از طرف خدا تحريم شد.»
مرد قريشى گفت: آيا هابيل و قابيل از آن دو خواهر صاحب فرزند هم شدند؟ حضرت فرمودند: «آرى» مرد گفت: اين همان كارى است كه مجوسيان هماكنون انجام مىدهند.
امام عليه السّلام فرمودند: «مجوسيان پس از حرام شدن اين كار توسط خداوند متعال مبادرت
[١] . شيخ طبرسى، احتجاج: احتجاجات امام سجاد عليه السّلام.