پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١١٨ - عوامل تسريع در سقوط دولت اسلام
ماند كه در زمين كاشته مىشود و ذرهذره رشد كرده سر از خاك به در مىآورد، هرمرحله از انحراف كه به وقوع مىپيوندد زمينهساز مرحلهاى فراختر است.
پس طبيعى است كه اين انحراف نيز در سير تاريخى خود يك منحنى را طى كند كه در درازمدت به دوزخ منتهى شود و انقلاب اسلام را از همهسو مملو از تناقضاتى كند كه حتى از همراهى با پايينترين حد احتياجات و مصلحتهاى انسانى و اسلامى امت اسلام ناتوان شود.
در چنين صورتى، با افزايش تصاعدى انحراف، انقلاب به حكم منطق پس از مدتى به سقوط كامل مىرسد. و اين امر جز نابودى كامل دولت، جامعه و فرهنگ اسلامى حاكم بر جامعه نبود، چراكه با پرشدن نظام از تناقضات و ناتوان شدن از انجام وظايف واقعى خود، ديگر توان حمايت از موجوديت خويش را هم نخواهد داشت زيرا همه موجبات استمرار و دوام خود را بر صحنه تاريخ از دست داده و مردم نيز در حدى نبودند كه به حمايت آن برخيزند چراكه آنان به آنچه از اين انقلاب توقع داشتند نرسيده و آرزوهايشان توسط آن برآورده نشده بود پس هيچ رابطه حياتى راستينى ميان امت و نظام باقى نمانده بود.
نتيجه مىگيريم كه در چنين وضعى قطعا محصول بذر انحرافى كه در جامعه كاشته شد چيزى جز سقوط كامل انقلاب نبود.
عوامل تسريع در سقوط دولت اسلام
مراد از سقوط دولت اسلام از ميان رفتن فرهنگ اسلامى و جدايى رهبرى نظام و متن جامعه از اين فرهنگ است كه در اينصورت اسلام كه به مثابه