پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٠٦ - بخش سوم شهادت حضرت امام سجاد عليه السلام
اجتماعات مردم مملو از بحث پيرامون صبر و ديگر ملكات او بوده و آنچنان در دلهاى مردم جاى گرفته بود كه فقط كسى را سعادتمند مىدانستند كه توفيق ديدارش را مىيافت و شرافت روبرو شدن با او و شنيدن كلامش نصيب او مىشد، همه اين مسائل كه موجب مطرح شدن امام سجاد در جامعه مىشد، بر امويان گران آمده و خواب راحت را از چشمانشان مىگرفت. به ويژه وليد بن عبد الملك كه رؤياى شيرين حكومت بر مسلمين و جانشينى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله را در سر مىپروراند و از كينهتوزترين دشمنان امام زين العابدين عليه السّلام به حساب مىآمد[١].
زهرى از وليد روايت كرده كه گفت: تا على بن الحسين زنده است راحتى براى من وجود ندارد[٢].
بههمين سبب چون حكومت به وى رسيد تصميم به ترور امام سجاد عليه السّلام گرفت، او سمى كشنده براى حاكم مدينه فرستاد تا آن را به امام سجاد عليه السّلام بخوراند[٣] حاكم مدينه نيز اين جنايت هولناك را به انجام رسانيد و روح بزرگ امام زين العابدين عليه السّلام پس از اينكه آفاق را با نور علم و عبادت و جهاد و خالى بودن از هواى نفس روشن كرده بود به سوى خالق خويش پرواز كرد.
امام ابو جعفر محمد باقر عليه السّلام تجهيز جنازه پدر بزرگوارش را به عهده گرفت و پس از تشييع پرجمعيت و بىنظيرى كه مدينه مانند آن را به خود
[١] . درباره شهادت امام سجاد عليه السّلام بعضى از مورخين چنين عقيده دارند كه قاتل ايشان هشام بن عبد الملك بوده و او بوده كه سم را براى قتل آن حضرت فرستاده است، حبار الانوار ٤٦/ ١٥٣ و مىتوان هردو قول را جمع كرد كه وليد دستور اين كار را به هشام داده باشد و او متصدى اجراى آن جنايت بوده است.
[٢] . حياة الامام زين العابدين ٦٧٨.
[٣] . بحار الانوار ٤٦/ ١٥٣ به نقل از الفصول المهمة اثر ابن صباغ مالكى/ ١٩٤.