شرح دعاى سحر« ترجمه فارسى» - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٩٥ - بازگشت
كه بدان راه ميرود. [١] پس، خداوند متذكر شده كه هويت او عين اعضا و جوارحي است كه خود عين عبد هستند. لذا هويت واحد است و جوارح مختلف. [٢]
و حقيقت امر بين الامرين كه سلف صالح از اولياء حكمت و منابع تحقيق نظير مولاي فيلسوف ما صدرالحكما و المتالهين، رضوان الله عليه، گفتهاند و ديگر محققان هم از او تبعيت كردهاند همين است [٣].
اما خداوند متعال عزيز به معناي سوم نيز هست، زيرا صرف محض دوئيت نمىپذيرد و تكرار نمىشود و هر چه را كه دومين او فرض كني، در واقع، خود اوست؛ چنانچه در محل خود ثابت شده [٤] و اين مختصر جاي ذكر آن نيست.
شيخ كبير در انشاء الدوائر بنا بر آنچه به او نسبت داده شده [٥] عزيز را از اسماء ذات دانسته است، اما تحقيق مطلب اين است كه اگر عزيز به معناي سوم باشد، از اسماء ذات است و اگر به معني دوم باشد، از اسماء صفات است و اگر به معني اول باشد، از اسماء افعال.
شيخ عارف ما، دام ظلّه، ميگويد: «هر اسمي كه بر وزن فعول و فعيل باشد از اسماء ذات است؛ چون دلالت بر آن دارد كه ذات معدن آن اسم است». اصطلاح آن جناب نيز درباره اين اسماء «الصيغ المعدنيه» [٦] است. به اين ترتيب، بسياري از اسماء كه از نظر شيخ كبير اسم صفت و فعلاند، در نظر جناب شاهآبادي، دام ظله، از اسماء ذات محسوب ميشوند.
[١]. اصول كافي؛ ج ٢، ص ٣٥٢.
[٢]. فصوص الحكم؛ ص ١٠٧، فص «حكمة احديه فى كلمة هودية».
[٣]. الاسفار الاربعه؛ ج ٦، ص ٣٣١، سفر سوم.
[٤]. رك: الاسفار الاربعه؛ ج ٣، ص ٣٣٨، سفر اول.
[٥]. انشاء الدوائر؛ ص ٢٨.
[٦]. الانسان و الفطرة؛ ص ١٠.