شرح دعاى سحر« ترجمه فارسى» - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٦٩ - مقام «كثرت در وحدت» و «وحدت در كثرت»
حق را مىرساند، مثل مقام الوهيت، مقام جبروت، مقام ملكوت و ...
نبايد فراموش كرد كه سالك وقتى در سير صعودى خود به مرتبهاى از مراتب هستى مىرسد و وجود وى همان مرتبه و حقيقت را دارا مىشود، در حقيقت سالك محلّ تجلّى حق در آن مرتبه مىشود، و همان تعابير درباره وى نيز صادق است و گفته مىشود كه وى صاحب مقام احديت يا واحديت و يا ... مىباشد.
مقام «كثرت در وحدت» و «وحدت در كثرت»
سالك، آنگاه كه در سفر و سير صعودى همه مراحل و منازل را پشت سر گذاشت و به جايگاهى رسيد؛ كه همه كثرتها را در وحدت مشاهده كرد يعنى همه كثرتها را در وحدت فانى ديد و از طرف ديگر نيز همه كثرات را مشاهده كرد، به اين مقام رسيده است.
به بيان ديگر: زمانى بيننده، كثرت را مىبيند، يعنى عالم كثرات را، چه كثرتهاى اسمايى حق مثل علم و قدرت و حيات و ... و چه كثرتهاى افعالى مثل زمين، آسمان، ستارگان و ... و از وحدت غافل است. و زمان ديگر، از كثرتها عبور كرده و همه كثرات را چه اسمايى و صفاتى و چه افعالى فانى مىبيند، و هيچ اسم و رسمى جز حق را مشاهده نمىكند، و اين مقام فناى كثرات در وحدت است كه از كثرت غافل است. ولى آنگاه كه هر دو را ديد و هر دو را با هم ديد. [صحو] يعنى كثرت را ديد نه اين كه از وحدت غافل باشد. و وحدت را ديد نه اين كثرات را مشاهده نكند، بلكه هر دو را در جايگاه خودش ديد، اين مقام جمع است. و از آن به مقام «كثرت در وحدت» و «وحدت در كثرت» تعبير مىكنند.
البته ممكن است اين اصطلاح در بحث نظرى نيز بيايد، يعنى وقتى متفكرى در عالم هستى به كثرتها معتقد مىشود و آن را به وحدت برنمىگرداند. و زمانى به وحدت معتقد مىشود و كثرات را در نمىيابد. هر دوى اين انديشهها يكسويه هستند. ولى وقتى اين دو را با هم معتقد گرديد و كثرت را به وحدت برگرداند و وحدت را در كثرات جلوهگرديد اين جمع بين وحدت و كثرت است. اين نظر حكيمان و فيلسوفان است ولى اگر اين حقيقت را به مشاهده عيان ديد مقام عارفان و سالكان است.