شرح دعاى سحر« ترجمه فارسى» - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٨١ - باب حدوث اسماء
محمديه و روح احمديه و عقل كلي. و اجزاء چهارگانه اشاره دارد به جهت الهي او و عوالم سهگانهاي كه بر آنها اشتمال دارد؛ يعني عالم عقول مجرد از مواد و صور، و عالم خيال مجرد از مواد نه صور، و عالم اجسام مقارن با مواد. به عبارت ديگر، به حس و خيال و عقل و سرّ، و به تعبير سوم به شهادت و غيب و غيب الغيب و غيب الغيوب، و به تعبير چهارم به ملك و ملكوت و جبروت و لاهوت. و معيّت اجزاء عبارت است از لازم بودن هر يك براي ديگري و توقفش در تمام بودن كلمه بر آن] ديگري [. و جزء مكنون آن اسم سرّ الهي و غيب لاهوتي است.
تا آن جا كه گفته:
«فالظاهر هو الله»؛ يعني آنچه به وسيله اين اسماء سه گانه ظاهر ميشود الله است، زيرا مسمّي به وسيله اسم ظاهر ميشود و بدان شناخته ميشود. اركان چهارگانه نيز عبارتاند از حيات و مرگ و رزق و علم، كه چهار فرشته موكل آنند كه اسرافيل و عزرائيل و ميكائيل و جبرئيل باشند [١].
اين تحقيق لطيف طبق برخي اعتبارات و نظرات در كمال صحّت و متانت است، ولي مناسبتر آن است كه اسم متّصف به اين صفات مقام اطلاق حقيقت محمدي باشد؛ يعني مقام مشيت كه جميع حدود، حتي حد ماهيّت، از آن نفي شده است. «مستتر غير مستور» (پوشيده غير پنهان) نيز به معني مخفي بودنش به سبب شدت ظهور است. ساير صفات نيز به همين ترتيب مناسب اين مقاماند كه هيچ حد و رسمي ندارد.
اما اين كه گفته «فجعله اربعة اجزاء؛ آن را بر چهار جزء قرار داد»، نيز جز با اين مقام تناسب ندارد؛ زيرا عقل را داراي چهار جزء ندانستهاند مگر بعضي وجوه دور از صحت. مقام مشيّت نيز مقام اطلاق است كه با عقل عقل است و با نفس نفس و با مثال مثال و با طبع طبع.
اما مراد از چهار جزء عالم عقل و نفس و مثال و طبع است؛ يعني عالم مقارن با صورت
[١]. وافي؛ ج ١، ص ٤٦٤ و ٤٦٥.