شرح دعاى سحر« ترجمه فارسى» - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٠٠ - راهى به حقيقت
ارادهاش عين ايجاد نمودنش است. نيز بر تو معلوم ميگردد كه وجود به سبب مشيّت ظاهر شده و مشيّت اسم اعظم الله است؛ چنان كه محيالدين گفته است: «ظهر الوجود ببسم الله الرحمان الرحيم؛ وجود بهبسم الله الرحمن الرحيم ظاهر شد». نيز، روشن ميشود كه مشيّت رشتهاي استوار ميان آسمان الهي و زمينهاي خلقي و دستاويزي محكم است كه از آسمان واحديت آويخته شده است.
تنها كسي كه مقام مشيّت در او تحقق يافته و افقش با افق مشيّت يكي است و راه و وسيله اتصال آسمان و زمين است، كسي است كه خدا خلقت را به او شروع فرموده و به او نيز ختم خواهد فرمود كه اين همان حقيقت محمدي و علوي، صلوات الله عليهما، است. او خليفه خداوند بر اعيان ماهيتها و مقام ولايت مطلقه و اضافه اشراقياي است كه منوّر شدن سرزمينهاي تاريك از اوست، و او همان فيض مقدسي است كه افاضه وجود بر مستعداني كه در تاريكي فرو رفتهاند به وسيله اوست و آب جاري حيات است: «وَ جَعَلْنا مِنَ الْماءِ كُلَّ شَيْءٍ حَيٍ [١]، از آب هر چيزى را زنده گردانديم».
او آب بسيار پاكي است كه هيچ يك از آلودگيهاي طبيعي و ناپاكيهاي ظلماني و زشتيهاي امكاني آلودهاش نميكند و او نور آسمانها و زمين: «اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ» [٢]؛ و سزاوار مقام الهيت است: «هُوَ الَّذِي فِي السَّماءِ إِلهٌ وَ فِي الْأَرْضِ إِلهٌ» [٣] اوست هيولاي اولي كه با آسمان آسمان است و با زمين زمين و مقام قيوميّت مطلق بر اشياء را دارا است: «ما مِنْ دَابَّةٍ إِلَّا هُوَ آخِذٌ بِناصِيَتِها» [٤]. او نفس رحماني است: «وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي [٥]^؛ و از روح خود در او دميدم». او فيض منبسط، وجود مطلق، مقام قاب قوسين، مقام تدلّي، افق اعلي، تجلي ساري، نور منتشر، صفحه گسترده، سخن ياد شده، كتاب
[١]. انبياء/ ٣٠.
[٢]. نور/ ٣٥.
[٣]. زخرف/ ٨٤.
[٤]. هود/ ٥٦.
[٥]. حجر/ ٢٩ و ص/ ٧٢.