شرح دعاى سحر« ترجمه فارسى» - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٥٦ - تجلى
امكانى داراست. و شمول وى به كمالات نسبت به ديگر موجودات مىباشد. اين اسم، مظهر كامل حق است. و به لفظ آن نيز كه به اين حقيقت اشاره دارد «اسم اعظم» مىگويند.
بايد توجه داشت در زبان اهل معرفت گاهى «اسم اعظم» بكار مىرود كه برترى آن نسبى است و زمانى به معناى كاملترين و برترين اسم است كه از آن به «اسم الله الاعظم» نيز تعبير مىشود.
اشارات (جمع اشاره)
اشارت؛ خبردادن از مراد بدون عبارت و الفاظ است.
اضافة اشراقى
هر اضافه داراى دو طرف است يكى «مضاف»] اضافه شده [و ديگرى «مُضافاليه»] اضافه شده به آن [. در اضافة اشراقى مضاف وجودى مستقل و جدا از مُضافاليه نيست، بلكه رشحهاى و تابشى از وجود مضافاليه است. و حقيقت وجودش وابسته به مضافاليه مىباشد، مانند رابطة علت فاعلى با معلول خويش، كه معلول مرتبهاى از وجود علت و رشحهاى از آن است و ابتدا و بقاى وى به علت است و بدون علت نه پيدا مىشود و نه باقى مىماند.
اعيان ثابته
عين به معناى ذات چيزى است و در اصطلاح عرفان عين به «ثابت» و «خارج» تقسيم مىشود.
اعيان ثابته ظهور و صورت اسماى الهى در حضرت واحديت مىباشند و به عبارت ديگر وجود علمى اشيا و صُوَر اسماى الهى هستند. و اعيان ثابته به اعتبار ديگر ارواح و ارباب اعيان خارجى است. و مراد از اعيان خارجى، وجود خارجى موجودات (در عالم خلق) در همة مراتب هستى از مجردات تا اجسام و ماديات است و همة عوالم جبروت تا ملك را دربر مىگيرد.
تجلى
تجلى به معناى ظاهر شدن و آشكار شدن است.
حقتعالى غيب است و رخسار وى در پردة غيبت نهان، و تا پرده از رخسار برندارد معلوم كسى نگردد و شناخته نشود. هر جلوهاى كه از حق ظاهر شود آن را