شرح دعاى سحر« ترجمه فارسى» - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٧٧ - راهنمايي
محسوب ميشوند و ذاتاً بر تمام مراتب الهي مقدم است. و اين اسم به طور كامل، به حسب حقيقتش، بر هبچ كس جز خود خداوند و براي بندهاي از بندگانش كه ميپسندد و مظهر تام اوست يعني صورت حقيقت انساني كه صورت همه عوالم و مربوب اين اسم ميباشد تجلّي نميكند و در نوع انسان هيچ كس وجود ندارد كه اين اسم آن چنان كه هست بر او تجلّي كند جز حقيقت محمديه، صلي الله عليه و آله، و اولياي آن حضرت كه در روحانيّت با ايشان متّحدند. و اين همان غيبي است كه خداوند بندگان پسنديده خود را از ندانستن آنها استثناء فرموده است [١]. در روايت كافي آمده است:
«والله لمحمد (ص) ممّن ارتضاه [٢]؛ قطعا، حضرت محمد، صلي الله عليه وآله، از زمره كساني است كه خداوند او را پسنديده است».
اما اسم اعظم، به حسب حقيقت عيني، همان انسان كامل و خليفه خداوند در جهان است و آن حقيقت محمديه، صلي الله عليه و آله، است كه به حسب عين ثابتش با اسم اعظم در مقام الهيت متّحد است و ساير اعيان ثابت، بلكه اسماء الهي، از تجليات اين حقيقت هستند؛ زيرا اعيان ثابته تعينات اسماء الهي هستند و تعين در عالم عين عين متعيّن است و در عالم عقل غير از آن. پس، اعيان ثابته عين اسماء الهي هستند و لذا، عين ثابت حقيقت محمدي عين اسم اعظم الله است و ساير اسماء و صفات و اعيان از مظاهر و فروع آن يا، به اعتبار ديگر از اجزاء آن هستند.
پس، اين حقيقت محمدي است كه در عوالم (از عقل تا هيولا) تجلّي كرده است. عالم ظهور و تجلّي اوست و هر ذرّه از مراتب وجود تفصيل اين صورت به شمار ميرود و اين همان اسم اعظم است. اسم اعظم از نظر حقيقت خارجياش عبارت از ظهور مشيتي است كه هيچ گونه تعيّني ندارد، ولي حقيقت هر صاحب حقيقتي و تعيّن هر متعيّني از اوست:
[١]. اشاره به فرموده خداي متعال است: «عالم الغيب فلا يظهر علي غيبه احدا. الّا من ارتضي من رسول»؛ (جن/ ٢٦ و ٢٧).
[٢]. اصول كافي؛ ج ١، ص ٢٥٦، ح ٢.