شرح دعاى سحر« ترجمه فارسى» - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٦ - نقل و كشف
نيز شنيدم كه يكي از اهل نظر، رحمة الله عليه، ميگفت: «مقتضاي تجسم ملكات و بروز آنها در نشئه آخرت آن است كه برخي از مردم با صورتهاي متفاوت مبعوث شوند و در آن واحد به شكل خوك و موش و سگ و ديگر شكلها در بيايند». روشن است كه سبب اين امر وسعت ظرف و نزديكي آن به عالم وحدت و تجرد و بركناري آن از تزاحم عالم طبيعت و هيولاست.
پس، حقيقت وجود كه مجرد از جميع تعلقات ششگانه است از تعلق خلق و تجرد امر نيز منزه است، زيرا بسيط الحقيقه و عين وحدت و نور بدون آميختگي با ظلمت عدم و كدورت نقص است. پس، همه اشياء است در عين حال كه هيچ يك از آنها نيست.
پس، صفات متقابل در حضرت حقيقت بسيط، وجود واحدي دارند كه از كثرت عيني و علمي پاك و از تعيّن خارجي و ذهني منزه است. پروردگار در ظهور خود بطون و در بطونش ظهور و در رحمتش غضب و در غضبش رحمت است. پس، آن حقيقت لطيف و قاهر و ضار و نافع است. از اميرالمومنين، عليه الصلاة و السلام، نقل است كه فرمود:
«سبحان من اتّسعت رحمته لاوليائه في شدّة نقمته واشتدّت نقمته لاعدائه في سعة رحمته [١]؛ پيراسته است خداوندي كه در شدت نقمتش رحمت خود را بر اوليائش گسترانيده و در وسعت رحمتش سختي و فشار را بر دشمنانش شدت بخشيده است».
خداي متعال به حسب مقام الهيت در بردارنده صفات متقابل مانند رحمت و غضب و بطون و ظهور و اوليت و آخريت و خشم و رضاست. پس، خليفه او (انسان) نيز به سبب نزديكي به حضرت حق و نزديكي به عالم وحدت و بساطت و آفريده دو دست لطف و قهر خداوند بودن مانند كسي است كه او را خليفه خود قرار داده و لذا، در بردارنده صفات
[١]. علم اليقين؛ ج ١، ص ٥٦؛ در نهج البلاغه؛ خطبه ٩٠، اين عبارت آمده است: «هو الذي اشتدّت نقمته علي اعدائه في سعة رحمته واتّسعت رحمته لاوليائه في شدّة نقمته».