شرح دعاى سحر« ترجمه فارسى» - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٦١ - صحو اول و ثانى
حضرت را «واحديتِ» ناميدهاند.
٣. پس از حضور و ظهور حق در مرتبه الوهيت نوبت به ظهور حق در عالم كون و خلقت مىرسد كه اولين مرتبه آن ظهور ارواح مجرّده و عقول كليه است كه از آن به «جبروت» و عالم ارواح و عقول و ... تعبير كردهاند. و به بيان ديگر حضرت ارواح، ظهور عالم اسما و صفات و اعيان ثابته است. كه نسبت به آن شهادت است و اسما و صفات و اعيان غيب است. و چون عالم ارواح نسبت به عالم بالاتر از خود يعنى اسما و صفات شهادت و نسبت به عوالم پس از خود غيب است آن را «غيب مُضاف» ناميدهاند. ولى عالم اسما و صفات غيب مطلق است.
٤. پس از عالم ارواح و عقول، نوبت به عالم ملكوت مىرسد كه ظهور و حضور حق در عالم مثال و خيال است. اين عالم نسبت به ارواح شهادت و نسبت به عالم پس از خود [عالم ملك] غيب است.
٥. آخرين مرتبه ظهور و حضور وجود، عالم حسّ و ملك است كه از آن به عالم ناسوت و عالم شهادت مطلقه نيز تعبير مىشود.
٦. انسان كامل، چون در بردارنده همه مراتب ظهورات است، و مظهر و ظهور عالم الوهيت تا عالم مُلك مىباشد و در هر مرتبه با آنها يكى است يعنى با جبروت، جبروت و ملكوت، ملكوت و ... است. حضرت جامع مىباشد.
خطورات
خاطر: آن چه بر قلب از خطاب وارد مىشود و فرق آن با واردات در لفظ و بدون لفظ است. در مورد خواطر گويند؛ گويا كسى در نفس با او سخن مىگويد.
خواطر به دو دسته صحيح و فاسد تقسيم مىشود، آنچه محرّك به سوى قرب الهى و اعمال صالحه است و با شريعت تطبيق مىكند حقانى است. ولى آنچه به مخالفت حق دعوت مىكند نفسانى و شيطانى است.
صحو اول و ثانى
«صحو» به معناى هوشيارى است. و در اصطلاح رجوع عارف و سالك به احساس پس از غيبت و دست دادن احساس است.
سالك پس از سير وقتى به اين حقيقت مىرسد كه آنچه در هستى است اثر فعل و صفت حق است و اين حقيقت را مشاهده كرد و فناى همه آنها را در فعل و