شرح دعاى سحر« ترجمه فارسى» - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٧ - اللّهم همان يا الله است
«الإنسان هو الكون الجامع الحاصر لجميع مراتب الوجود. فربّه الذي أوجده فأفاض عليه كماله هو الذات باعتبار جميع الأسماء بحسب البداية المعبّر عنه ب «الله»، ولهذا قال تعالي: ما منعك ان تسجد لما خلقت بيديّ [١]، بالمتقابلين كاللطف و القهر و الجلال و الجمال الشاملين لجميعها [٢]؛ انسان وجود جامعي است كه همه مراتب وجود در انحصار اوست. و كسي كه او را خلق كرده و كمال انساني را به او ارزاني داشته ذاتي است كه به اعتبار اينكه جامع همه اسماء و مبدأ وجود است «الله» ناميده ميشود. از اين رو، خداي تعالي [به ابليس] فرمود: چه چيز تو را بازداشت از اينكه بر آنچه به دو دست خويش آفريدم سجده كني؟ كه منظور از دو دست، صفات متقابل مانند لطف و قهر و جمال و جلال الهي است كه شامل همه اسماء است».
پس، آنكه متكفل است انسان را از اسفلالسافلين و دوزخ تاريك به جايگاه كرامت و امن الهي باز گرداند و از تاريكيها به نور برساند و از راهزنان راه سلوك حفظ كند خداوند است، همچنانكه خود ميفرمايد:
«اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ ... [٣]؛ خداوند سرپرست كساني است كه ايمان ميآورند و اوست كه آنان را از تاريكيها خارج كرده به نور ميرساند».
پس، سالكي كه با پاي معرفت به سوي حق حركت ميكند همانند مسافري است كه راهي وحشتناك و تاريك را به سوي محبوب خويش ميپيمايد. راهزن اين راه شيطان است و خداوند تعالي به سبب اسم جامعش كه بر همه چيز احاطه دارد حافظ آدمي است. از اين رو، دعاكننده و سالك چارهاي ندارد مگر اينكه با لفظ «اللهم» يا «يا الله» به حافظ و پرورش دهندهخود توسل كند و به پيشگاه او تضرع نمايد و اين است سرّ شروع بيشتر
[١]. ص/ ٧٥.
[٢]. رك: تفسير قرآن كريم؛ ابن عربي، ج ١، ص ٨٧٣.
[٣]. بقره/ ٢٥٧.