شرح دعاى سحر« ترجمه فارسى» - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٥٤ - اسفار اربعه
مرتبة شهود استهلاك اسما و صفات در عين ذات و احديت جمع است.
اسفار اربعه
سفر؛ حركت از وطن به سوى مقصد با گذر از منازل است و به صورى و معنوى تقسيم مىشود، بزرگان اهل معرفت سفرهاى معنوى سالك را كه از وطن نفس آغاز مىشود به چهار سفر تقسيم و تفسير كردهاند كه عبارتند از:
سفراول: سفر از خلق به سوى حق
سفر دوم: سفر از حق به سوى حق به حق سفر سوم: سفر از حق به سوى خلق سفر چهارم: سفر از خلق به سوى خلق به حق وبه بيان حضرت امام خمينى (س) اسفار اربعه عبارتند از: ١. سفر از خلق به سوى حق مقيد؛ ٢. سفر از حق مقيد به سوى حق مطلق؛ ٣. سفر از حق به سوى خلق حقى به حق؛ ٤. سفر از خلق (كه حق است) به خلق به حق.
شرحى بر اسفار اربعه سالك كه در عالم دنيا و طبيعت قرار دارد و در حجابهاى مختلف طبيعت و نفس گرفتار است، وقتى شروع به سير مىكند، آغاز سفرش از خلق شروع مىشود و از حجابهاى عالم خلق مىگذرد و يكى يكى حجابها را كنار مىگذارد تا آنكه حق جلوه كرده و از وراى حجابها فعل حق را مشاهده كرده و همة كارها و افعال را در فعل حق مستهلك مىبيند و حق به وجود افعالى بر وى ظاهر مىگردد و سالك خود نيز حقانى مىشود.
پس از وصول سالك به اين مرتبه و مشاهدة فناى تمام افعال در فعل حق، سفر دوم وى آغاز مىشود و چون وى حقانى شده ديگر سفر وى «به حق» است. سفر دوم سالك در خود حق است و سلوك از مرتبة فعل حق به مراتب ديگر كه سير در اسما و صفات حق مىباشد و با گذر از آنها و عبور از حجاب اسما و صفات به فناى همة اسما و صفات در ذات حق مىرسد و به حق مطلق وصول پيدا مىكند و از فعل و صفت و ذات خويش فانى مىشود.
اكنون اگر سالك از اين فنا به خود بيايد سفر ديگرى را آغاز مىكند كه اين سفر نيز حقانى است و سفر از حق به سوى خلق است و حقيقت موجودات و سير