شرح دعاى سحر« ترجمه فارسى» - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٧٠ - وقت
نفوس اسپهبديه
«اسفهبد» كه فارسى آن «اسپهبَد» است به معناى سالار سپاه، سردار و امير لشكر مىباشد. «نور اسفهبد» از اصطلاحاتى است كه شيخ اشراق آن را براى «نفس فلكى» كه مجرّد و تدبيركننده فلك مىباشد بكار مىبرد و فرمانروايى را مىرساند. و حضرت امام در شرح دعاى سحر، «نفوس اسفهبدى» را براى نفوس فلكى و فرمانروايان افلاك بكار گرفتهاند كه پس از مرتبه عقول مجرده قرار دارند.
واحديت
«واحديت» از مراتب الوهيت است. در اين مرتبه اسما و صفات الهى به تفصيل ظهور پيدا مىكنند و صورتهاى آنها كه «اعيان» ثابته است محقق مىشود. اين مقام و مرتبه را «تجلّى ثانى» نيز مىنامند.
واردات
بر معانى كه بر قلب بنده بدون انديشه و تلاشى از بنده وارد مىشود. «واردات» مىگويند. و سالك در هر مقامى از مقامات سلوك باشد داراى وارداتى است. و چون واردات را از سوى حق دانستهاند برخى در تعريفِ آن قيد محمود و پسنديده را افزودهاند ولى عزالدين كاشانى واردات را به صحيح و فاسد تقسيم مىكند و صحيح آن را الهى و مَلكى مىشمرد و فاسد آن را نفسانى و شيطانى.
وقت
«وقت» را چنين معنا كردهاند: حالى از سالك در زمان حاضر و حال كه به گذشته و آينده تعلّق ندارد. و به عبارت ديگر: ظهور حالى از احوال و تجلّى اى از تجليات حق براى سالك در زمان حال.
در وقت چند نكته است:
١. «وقت» سالكى با سالك ديگر فرق مىكند و ممكن است در يك زمان، سالكى در حال «قبض» [گرفتگى] باشد و ديگرى در «بسط» [گشايش]. و همچنين احوال يك سالك در زمانهاى مختلف فرق مىكند گاهى «وقت» وى حزن است و زمانى «فرح و شادى».
٢. گفتهاند؛ عارف و صوفى «ابن الوقت» است، يعنى فرزند «وقت» خويش