شرح دعاى سحر« ترجمه فارسى» - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٦٨ - مقام
دارد. و در نزد اصحاب معرفت مشاهده، رؤيت حق و ظهورات اوست و بايد دانست كه حق براى هر كسى ظاهر شود در پس پرده «تجليات» ظاهر مىگردد. اكنون اگر شخص حق را در افعال و در مظاهر افعالى ببيند، مشاهده افعالى است و اگر در اسما و صفات و يا تجليات ذات رؤيت كند، مشاهده اسما و صفات و ذات است.
خواجه عبدالله انصارى، «مشاهده» را در قسم حقايق پس از منزل «مكاشفه» و قبل از «معاينه» قرار داده است.
.
مقام
«مقام» به معناى جايگاه و رتبه و مرتبه و به بيان ديگر استقرار و ثبات است.
در تعابير اهل معرفت، مقام با تركيبات متعدّد فراوان تكرار شده است و در همه آنها معناى اصلى آن «جايگاه» و «ثبات و استقرار» محفوظ است. ولى مىتوان آن را به دو دسته تقسيم كرد.
١. مقامهاى سالك و عارف «مقام» مرتبه و جايگاهى است كه سالك آن را بدست مىآورد، وقتى كه سالك به منزلى از منزلهاى سلوك رسيد و در آن منزل از تزلزل خارج شد و استقرار پيدا كرد و بهره كامل از آن برد، گويند صاحب مقام و حقيقت آن منزل شده است. و تا از آن منزل بهره تمام نبرد به منزل ديگر و بالاتر راه پيدا نكند.
مثلًا وقتى سالك به منزل «صبر» يا «توكل» يا «رضا» رسيد و از تزلزلها خارج شد و صبر و ... براى وى از حال خارج و به ملكه تبديل گرديد و بهره آن را برد، آنگاه صاحب مقام صبر شده است و راه براى گذر از آن و رسيدن به منزل برتر كه «رضا» است براى وى فراهم گشته است.
بنابراين «مقام» منازل استقرار يافته سالك در سير صعودى مىباشد و با آن مراتب سالكان معلوم مىگردد و اين مقامات بسيار هستند مثل؛ مقام صبر، مقام تسليم، مقام احسان، مقام ولايت، مقام اوادنى» و ...
٢. مقامهاى تجلى و حضور حق از موارد ديگرى كه در زبان عارفان به «مقام» تعبير مىشود مراتب و جلوههاى مختلف هستى از جهت تجلى و حضور حق در آن است كه آن هم استقرار فيض