شرح دعاى سحر« ترجمه فارسى» - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٨ - انّي (مَن)
دعاها با اين عبارات. البته، از منظري ديگر، تمسك به اسماء ديگر الهي نيز نيكوست، زيرا همه تعينات اسمائي و صفاتي در احديت جمع مستهلكاند. (در ادامه، درباره سرّ التفات دعاكننده از اسماء و صفات برتر پروردگار به اسماء و صفاتي كه درجه پايينتري دارند، مانند اين فقره از دعا: «وكل بهائك بهي» و فقرات مشابه ديگر، مطالبي خواهيم آورد).
انّي (مَن)
واضح است كه اين سخن دعاكننده براي اثبات منيّت نيست، زيرا منيّت با درخواست نميسازد، بلكه اين عبارت (انّي أسئلك) مانند كلام خداوند بلندمرتبه است كه ميفرمايد: «أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَى اللَّهِ [١]؛ شما نيازمند به خدا هستيد». چرا كه جدايي آدميان (به فرض استقلال انتم) از ذات حق نشانه بينيازي آنها از خداست نه نياز و احتياجشان به او. نتيجه آنكه آنچه با سلوك در راه حق ناسازگار است، اثبات استقلال و بينيازي است، مانند لفظ انتم در اين آيه: «إِنْ هِيَ إِلَّا أَسْماءٌ سَمَّيْتُمُوها أَنْتُمْ [٢]؛ اين نيست جز نامهايي كه شما آنها را برگزيدهايد».
اما اثبات منيّت در مقام خواري و اظهار ناداري نه تنها نكوهيده نيست (چون از باب اثبات منيّت نيست و از باب انتم در آيه مباركه انتم الفقراء الي الله است)، بلكه اگر موجب حفظ مقام بندگي و توجه به فقر و نياز در بيداري دوم (صحو ثاني) باشد، از بالاترين مراتب انسانيت است. در سخني كه از پيامبر، صلي الله عليه وآله، روايت شده به همين مساله اشاره شده است: «كان أخي موسي، عليه السلام، عينه اليمني عمياء، وأخي عيسي، عليه السلام، عينه اليسري عمياء. وأنا ذوالعينين؛ برادرم موسي چشم راستش و برادرم عيسي چشم چپش نابينا بود، ولي من داراي دو چشم [بينا] هستم». پس، حفظ مقام كثرت در وحدت و وحدت در كثرت براي هيچ يك از پيغمبران و رسولان الهي ميسر نشده مگر
[١]. فاطر/ ١٥.
[٢]. نجم/ ٢٣.