شرح دعاى سحر« ترجمه فارسى» - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١
الحمدلله [١] الباسط ببهائه علي سكّان الملك و الملكوت، والساطع بسنائه علي قطّان الجبروت و اللاهوت. تجلّي من غيب الهوية بجماله الأجمل ولا
[١]. خطبه ابتداي كتاب مطابق رسم قديم آغازي است مبتني بر براعت استهلال. بدين معنا كه در خطبه يا مقدمه كتاب كلماتي آورده ميشود كه معرف محتواي متن و موضوع آن هستند. خطبه اين كتاب نيز در بردارنده كلماتي عرفاني چون حضرات خمس، بهاء، غيب هويت، شاهد و مشهود و ... است كه نمايانگر محتواي عرفاني كتاب است. از آنجا كه اين مقدمهها آهنگين و مسجع هستند و ارائه ترجمهاي زيبا از آنها به راستي ممكن نيست و از سويي، در اكثر آثار ديني خطبهها به عربي نوشته ميشوند، اصل خطبه را به عربي حفظ كرديم. محتواي اين خطبه شامل حمد و ثناي پروردگار، ذكر پيامبر گرامي اسلام و اهل بيت طاهرينش، عليهم السلام، و نفرين بر دشمنان ايشان است كه ترجمه ساده آن چنين است: سپاس و ستايش خداي راست كه نورش را بر ساكنان ملك و ملكوت گسترانيده و پرتو فروغش را بر مقيمان جبروت و لاهوت تابانيده است. او كه به جميلترين جمال خويش از غيب هويت تجلي فرموده بدانسان كه جز جلالش حجابي ندارد و در ظاهرترين ظهورش نهان گشته در حالي كه جز جمالش هيچ چيز ظاهر نيست. به ذات خود، از [مقام] عين جمع در مجلاي صفات ظهور فرموده و به صفات خود از [مقام] كنز مخفي در كسوت آياتش ظهور كرده و كليدهاي غيب ارواح و شهود اشباح همه در نزد اوست. پس، منزه است خدا از اين كه به آسمان عليا صعود يا به زمين سفلي هبوط كرده باشد و اوست كه هم در آسمان و هم در زمين خداست و [طبق روايت رسول اكرم (ص)] اگر با ريسمان به زمينهاي فرودين پايين رويد، باز بر خداوند فرو خواهيد آمد.
و درود و سلام بر مفتاح وجود و رابط ميان شاهد و مشهود و بابالابواب غيب هويت. آنكه رداي عما بر تن كرده و حافظ حضرات خمس الهي است. او كه [به حق] در آويخت و فقير و نيازمند [او] شد و در امتثال امر او چنانكه مأمور بود پايداري ورزيد. كسي كه آغاز و انجام دايرة وجود و اولين و آخرين حلقه زنجيره هستي است: پيامبر ما، حضرت محمد، كه درود خدا بر او و خاندان برگزيدهاش باد! آنان كه خداوند باب خلقت را به سبب ايشان باز كرده و از راه شناخت آنان خدا شناخته ميشود. آنان كه سببهاي اتصال آسمان الوهيت و زمينهاي مخلوقيت به هماند. ولايت در ايشان به ظهور و فعليت رسيده و نبوت و رسالت [به سبب تاخر زمانيشان از پيامبر] در آنان بالقوه و نهفته مانده است. آنان كه خلق را به هدايتهاي تكويني و تشريعي در نهان و آشكار هدايت ميكنند و نشانههاي تام و تمام خدا و انوار درخشان اويند.
و نفرين بر دشمنان ايشان كه مظاهر شيطان و چهارپاياني به شكل انسانند، به ويژه بر اصل درخت خبيثه، تا آن روز كه به صورتهايي محشور شوند كه ميمونها از آنان زيباتر باشند. اين جزاي كارهايي است كه انجام دادهاند.