شرح دعاى سحر« ترجمه فارسى» - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥٤ - توضيح
اعتبار جمع كنيم، وجود مطلق كتابي خواهد بود كه داراي مجلدات متعدد است و هر مجلد داراي بابها و فصلها و آيات و علائم روشني است.
توضيح
بايد بداني كه تمام بودن هر چيز متناسب با خود آن است؛ مثلا، تمام بودن علم به اين است كه حقايق را به طور تامّ كشف كند، آن گونه كه ديگر جهل و حجابي با آن نياميزد. تمام بودن نور نيز به آن است كه از تاريكي و كدورت پالوده باشد. به عبارت ديگر، تماميت يك شيء خلوص آن از چيزهايي است كه مقابل و مخالف آن است و صرافت و خلوصش در شئون و جهاتي كه به آن و كمالاتش مربوط ميشود. حال، با اين ملاك، ميتواني تمام بودن كلام و كلمه و اتمّ بودن آنها را دريابي و بداني كه منظور از تمام بودن كلمه و كلام وضوحشان در دلالت و عدم اجمال و مشابهتشان [با كلام يا كلمه ديگر] و بالاخره، خالص بودنشان از چيزهايي است كه از جنس آنها نيستند. نتيجه آن كه كلمات موجود در اين كتاب الهي برخي تامّ و برخي اتمّ، و بعضي ناقص و بعضي انقصاند. البته، سبب تمام يا ناقص بودنشان آينه بودن آنها براي عالم غيب الهي و سرّ مكنون و كنز مخفي است. هر چيزي كه تجلي حق در آينه ذاتش كاملتر باشد دلالتش بر عالم غيب بيشتر است. در نتيجه، عالمهاي عقول مجرده و نفوس اسپهبديه كه از ظلمت ماده دور و از كدورت هيولا پاك و از غبار تعين ماهيت بركنارند كلمات تامّه الهي هستند. با اين حال، چون هر يك آينه يك صفت يا اسم الهياند ناقصاند؛ چنانچه گفتهاند: «منهم ركّع لايسجدون ومنهم سجّد لايركعون؛ برخي فرشتگان راكعاني هستند كه [هرگز] به سجده نميروند و برخي سجدهگزاراني كه [هرگز] به ركوع نميروند».
اما انسان كامل، چون هستي (كون) جامع و آينه تام همه اسماء و صفات الهي است، تامّترين كلمات الهي نيز هست؛ بلكه انسان كامل همان كتاب الهي است كه همه كتب الهي در آن جمع است؛ چنانكه سرور ما امير مؤمنان و سيد موحدان، صلوات الله وسلامه عليه،