شرح دعاى سحر« ترجمه فارسى» - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٠ - نور
طاهرين مطهّرين في الاصلاب الطاهرة حتي افترقا في اطهر الطاهرين: في عبدالله و ابيطالب [١]؛ همانا خداوند بود آن گاه كه هيچ بودي نبود. پس كون و مكان را آفريد. بعد، نور الانوار را آفريد كه همه نورها از آن نوراني شده و از نور خود كه انوار از آن نوراني گشته در آن جاري كرد. و اين همان نوري است كه از آن محمد و علي را آفريد. پس آن دو همواره نور نخستين بودند، زيرا چيزي پيش از آن دو به وجود نيامده بود. اين دو نور پاك و پاكيزه در صلبهاي پاك جاري بودند تا در پاكترين پاكان، عبدالله و ابوطالب، از هم جدا شدند».
نور
داود بن محمود قيصري [٢]، شارح فصوص الحكم، و محمد بن حمزه فناري [٣]، شارح مفتاح غيب الجمع و الوجود، محقق عارف محمد بن اسحاق قونوي [٤] در دو شرح خود به شيخ كبير محيالدين عربي اندلسي نسبت دادهاند كه نور از نامهاي ذات است و محيالدين هر اسمي را كه دلالتش بر ذات روشنتر باشد اسم ذات قرار داده و آنچه را دلالتش بر صفات يا افعال روشنتر باشد از نامهاي صفت يا فعل قرار داده است [٥] .... ابن فناري ميگويد:
[١]. اصول كافي؛ ج ١، ص ٤٤١ و ٤٤٢.
[٢]. داود بن محمود قيصري (- ٧٥١) از عرفاي بزرگ است كه شرحي معروف بر فصوص الحكم ابن عربي دارد. از ديگر آثار او: نهاية البيان في دراية الزمان و شرح قصيده تائيه ابنفارض را ميتوان نام برد.
[٣]. شمس الدين محمد بن حمزه فناري رومي (٧٥١- ٨٣٤) عالم منطقي و اصولي و از بزرگان علم ادب و قرائت بود. او مذهب حنفي داشت ولي مشهور است كه به انديشههاي ابن عربي گرايش داشته و كتاب فصوص او را درس ميگفته است. شرح ايساغوجي، شرح الفوايد الغياثية، فصول البدايع في اصول الشرايع، و مصباح الانس بين المعقول و المشهود في شرح مفتاح غيب الجمع و الوجود از آثار اوست.
[٤]. ابوالمعالي محمد بن اسحاق قونوي ملقب به صدرالدين (- ٦٧٣) از عرفاي بزرگ و از مشهورترين شاگردان ابن عربي و شارحان آثار اوست. شرح فصوص الحكم موسوم به الفكوك في مستندات حكم الفصوص، النصوص في تحقيق الطور المخصوص و مفتاح غيب الجمع و الوجود از آثار اوست.
[٥]. ابن عربي اين مطلب را در انشاء الدوائر؛ ص ٢٨ آورده است و قيصري در فصل دوم از مقدمهاش بر فصوص از او نقل كرده است. نيز رك: شرح مقدمه قيصري؛ جلالالدين آشتياني، ص ٢٥٥- ٢٥٩.