شرح دعاى سحر« ترجمه فارسى» - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٤٧ - دنباله سخن
اللهم انّي اسئلك بما انت فيه من الشأن و الجبروت واسئلك بكلّ شأن وحده و جبروت وحدها ...
پروردگارا، از تو درخواست ميكنم به آنچه تو راست از شأن و جبروت و از تو به هر شأني به تنهايي و هر جبروتي به تنهايي درخواست ميكنم.
اي سالك طالب، بدان كه خداوند متعال به مقتضاي اسم «كلّ يوم هو في شأن» در هر لحظه شأني دارد و ممكن نيست كه جز انسان كامل [بر كس ديگري] با تمام شئون خويش تجلّي كند. پس، هر يك از موجودات، از عوالم عقول مجرّده و ملائكه مهيّمه و ملائكه صافّات گرفته تا نفوس كليّه الهي و ملائكه مدبّر و مدبرات امر و ساكنان ملكوت عليا و ديگر مراتب ملائك زميني، مظهر اسم خاصّي هستند كه ربّشان بدان اسم بر آنها تجلّي كرده است و از اين رو، هر كدام از آنها مقامي معلوم دارند: «منهم ركّع لايسجدون ومنهم سجّد لايركعون؛ برخي ركوع كنندگاني هستند كه [هرگز] به سجده نميروند و برخي سجدهگزاراني هستند كه [هرگز] ركوع نميكنند». و هيچ يك از آنان امكان گذر از مقام و عبور از محل و جايگاه خاص خود را ندارند؛ به همين دليل بود كه وقتي پيامبر، صلي الله عليه وآله وسلّم، در شب معراج از علّت عدم مصاحبت جبرئيل جويا شد، عرض كرد: «لو دنوت انملة لاحترقت؛ اگر سرانگشتي نزديكتر شوم خواهم سوخت».
امّا آنان كه اهل يثرب انسانيّت و مدينه نبوّتاند جايگاهي مشخص ندارند، و از اين روي بود كه حامل ولايت مطلق علوي كه داراي همه شئون الهي است و شايسته مقام خلافت تامّه كبري گرديدند و صاحب مقام ظلوميّتي شدند كه چنانچه گفتهاند عبارت است از: پشت سر گذاشتن همه مقامات و شكستن بتهاي انانيّت و انيّت و جهوليّتي كه فناي از