شرح دعاى سحر« ترجمه فارسى» - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٧٦ - راهنمايي
كرد و در نتيجه، زمين ميان او و تخت بلقيس شكافته شد تا اين كه تخت نزد آصف رسيد. سپس زمين در زماني سريعتر از يك چشم بر هم زدن به حالت قبلي خود بازگشت. و نزد ما هفتاد و دو حرف از اسم اعظم موجود است و يك حرف نيز نزد خداي متعال است كه آن را در علم غيبش به خود اختصاص داده است. و هيچ نيرو و تواني نيست مگر از جانب خداي عليّ عظيم».
روايت ديگري [١] هم نظير اين روايت وجود دارد.
در اين باره، روايت ديگري از امام صادق، عليه السلام، آمده است كه:
«انّ عيسي بن مريم اعطي حرفين كان يعمل بهما. واعطي موسي اربعة احرف. واعطي ابراهيم ثمانية احرف. واعطي نوح خمسة عشر حرفا. واعطي آدم خمسة وعشرين حرفا. وانّ الله تعالي جمع ذلك كلّه لمحمّد (ص). وانّ اسم الله الاعظم ثلاثة وسبعون حرفا اعطي محمد (ص) اثنين وسبعين حرفا وحجب عنه حرف واحد [٢]؛ به عيسي بن مريم، عليه السلام، دو حرف از حروف اسم اعظم اعطا شد كه آن حضرت به آن دو عمل ميفرمود. به حضرت موسي چهار حرف و به حضرت ابراهيم هشت حرف و به حضرت نوح پانزده حرف و به حضرت آدم بيست و پنج حرف اعطا شد. و خداوند متعال همه آنها را براي حضرت محمد، صلي الله عليه وآله، جمع فرمود و اسم اعظم الله هفتاد و سه حرف دارد كه به حضرت محمد، صلي الله عليه و آله، هفتاد و دو حرف آن داده شده و يك حرف از ايشان نهان داشته شده است».
اما اسم اعظم، به حسب مقام الوهيت و واحديت، اسم جامع همه اسماء الهي است؛] مانند [جامعيّت مبدأ و اصل اشياء نسبت به آنها (مانند نسبت هسته درختان به شاخهها و برگها) يا مانند اشتمال كل بر جزئياتش (مانند نسبت لشكر به دستهها و افرادش). اين اسم به اعتبار اول و بلكه به اعتبار دوم حاكم بر جميع اسماء است و جميع اسماء مظهر آن
[١]. همان؛ ح ٣.
[٢]. همان؛ ح ٢.