صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥٢٩ - جاه طلبى نتيجه مهذب نشدن نفوس
اعلاى خودش، كه اگر مقررات اسلامى به حد اعلاى خودش حفظ بشود، اين دو مقصد كه مقصد همه انبيا است تحقق پيدا مىكند، مقصد روحانيت مردم و مقصد اقامه عدل در بين جامعه. و بايد از آن كسى كه در رأس واقع هست تا آن اشخاصى كه قواى ثلاثه را تشكيل مىدهند، و چه آن اشخاصى كه در خارج از اينها هستند لكن تعهد به اسلام دارند، بايد اينها همه با هم اين بار را بردارند، اختلاف بينشان نبايد باشد. مقصد واحد است و همه بايد در اين مقصد واحد شركت كنند. ملت بايد در اين مقصد شركت كند، دولت بايد در اين مقصد شركت كند، مجلس و قوه قضائيه، در اين مقصد بايد همه شركت كنند، علماى بلاد هر جا هستند در اين مقصد بايد شركت كنند.
جاه طلبى نتيجه مهذب نشدن نفوس
مقصد اين است كه اسلام جريان پيدا بكند، مقصد اين نيست كه من اجرايش كنم. از چيزهايى كه انسان مبتلا به آن هست اين شيطنتهاى باطنى كه انسان به آن مبتلا هست اين است كه، دلش مىخواهد خودش متصدى امر باشد. جريان امر اگر به دست ديگرى بهتر واقع بشود، اين ناراحت است، مىگويد من خوب است باشم. اين از شيطنتهاى باطنى انسان است. انسان به صورت مقدس مآبى طرحش مىكند، من مىخواهم به اين ثواب برسم. اگر حساب كند پيش خودش كه همان ثواب را، بالاترش را به شما مىدهند، و شما كمك كنيد به اين كسى كه متصدى است و از شما بهتر مىتواند، راضى نمىشويد.
مسأله اين نيست كه ثواب مىخواهم، مسأله اين است كه دنيا مىخواهم. اختلاف اگر بين افراد پيدا مىشود، جستجو كنند در باطن ذات خودشان ببينند كه مسأله، مسئله مصلحت اسلام و مصلحت مسلمين است يا مسأله، مسئله مصلحت خودش هست؟ پاى نفس در كار است يا خدا در كار است؟ اگر يك كسى يك مطلبى را بهتر از من مىتواند انجام بدهد، آيا من خوشحالم به اينكه او متصدى امر بشود يا من ناراحتم؟ اگر يك وزير بتواند بهتر كار وزير ديگرى را انجام بدهد و كمك كند به او، آيا نفس او اجازه به او مىدهد؟
اگر براى خداست اجازه بايد بدهد. اگر براى خداست نبايد بين قشرهاى مختلف