صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٦٤ - پشتيبانى ملت در گرو خدمت به آنان
پشتيبانى ملت در گرو خدمت به آنان
شما مىدانيد كه آن ذايقه تلخى كه ملت از شهربانيها داشت، اينها بيشتر داخل بودند در امور مردم، يعنى در داخل شهرها بودند، با دست اينها در زمان رضا خان- هر كه يادش باشد مىداند- با دست اينها مردم را آزار مىدادند. در قم يك رئيس شهربانى بود كه نقل كردند دماغش خون آمده بود، توى خيابان نشسته بود، اين طور گرفته بود يك نفر را ديد كه حجاب [دارد] رها كرده و پريد به او. اينها را اين طور كرده بود كه مردم را متنفر كردند از همه، از همه دستگاهها و خصوصاً شهربانى چون تماسش با مردم زياد بود، آن احساس و ذايقه در مردم خيلى زياد بود، شما بايد كارى بكنيد كه اين ذايقه تلخ را به ذايقه شيرين برگردانيد. و ان شاء اللَّه وقتى كه شما بنايتان بر اين معنى باشد خدا تأييدتان مىكند و مردم پشتيبانتان مىشوند، الآن هم پشتيبان شما هستند. شما بدانيد كه اگر در زمان سابق بود يك جنگى پيش آمده بود، مردم دعا مىكردند كه اين رضا خان شكست بخورد. خوب، من يادم هست رضا خان وقتى كه اقلًا يك شاهى بود براى ايران، حالا به هر ترتيبى بود بالاخره مال ايران بود، از ايران بود، وقتى اجانب آمدند اينجا و مردم همه چيزشان را در خطر مىديدند، وقتى كه رضا خان رفت مردم شكرگزارى كردند كه لا اقل اين نعمت آمد كه اين آدم را از بين ببرد؛ يك همچه وضعى درست كرده بود كه اهل يك كشورى نسبت به كسى كه از خود اين كشور است- و فرض كنيد كه- شاه كشور هست، اجنبى، انگليسها و روسها و امريكاييها كه آمده بودند آن وقت، اين را وقتى فرستادند كأنّه مردم يك نعمتى بهشان رو كرده بود كه اگر آن وقت يك مجالى بود شايد چراغانى مىكردند، چنانچه براى رفتن محمد رضا ديديد كه چه كرده بودند. ما هم بايد يك كارى بكنيم، شما هم بايد يك كارى بكنيد كه اگر خداى نخواسته برايتان يك مشكلى پيدا شد، همين بازار و همين محله و همين كوچه بريزند و مشكل شما را رفع بكنند؛ الآن وضع اين طورى است. در انقلابات ديگر شما خيال نكنيد كه يك انقلابى مثل اينجا بوده است كه همچه تا قضيه چه شد مردم با دولتش موافق باشند، با سرنيزه، آنها كار مىكردند؛ براى اينكه، انقلاب مال مردم نبوده، انقلاب مال قدرتها بود؛ از اين جهت