صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٣٢ - قضاوت حق افراد دانشمند، عادل و با تقوا
مردم، با مال مردم، با حيثيت مردم، با آبروى مردم، سر و كار دارد. يك لغزش ممكن است كه تمام بشود به اينكه آبروى يك مسلمانى ريخته بشود. يك لغزش ممكن است كه يك مسلمانى را تا آخر عمر محروم كند، بدبخت كند. اين چيزهايى است كه براى قوه قضائيه هست. لكن با همه اينها چون تكليف الهى است و ما نمىتوانيم به واسطه مشكل يك امرى، از تكليف الهى شانه خالى كنيم تكليف الهى است، از اين جهت، بايد قيام كرد به آن.
قضاوت حق افراد دانشمند، عادل و با تقوا
و قضيه قضاوت و- عرض مىكنم- اينها حق اشخاص دانشمندى است كه قضاوت اسلامى را بدانند، عدالت داشته باشند، تقوا داشته باشند، بفهمند كه با چه مطلبى سر و كار دارند؛ به چه كار بزرگى دارند مشغول مىشوند. يك لغزش، يك كشور را گاهى وقتها شايد از بين ببرد، يا يك خانواده را تا آخر ضعيف كند و از بين ببرد. و از آن طرف هم يك كار خوب يك كشور را روشن مىكند. خدمت در قضا خدمت بزرگى است.
محرومينى كه غالباً اشخاص آنها را از جهاتى محروم كردهاند و ظلم كردهاند، آنها را به حقوق خودشان مىرساند. و من اميدوارم كه همه قضات محترمى كه در سرتاسر كشور داريم و دادستانهايى كه داريم و كسانى كه در امور دادگسترى خدمت مىكنند، همه موفق باشند كه براى خاطر خدا و براى خاطر اسلام و براى خاطر اين مستمندانى كه در طول تاريخ در تحت فشار يا سلاطين بودهاند يا خانها و سرمايه دارها و امثال اينها، كه آقايان مىدانند و بهتر هم مىدانند خيليهايشان اينها را، ان شاء اللَّه نجات داده بشوند، و كشور ما ان شاء اللَّه يك كشورى بشود كه هر چه بيشتر به افق اسلام نزديكتر. البته آرزوى ما اين است كه يك كشور اسلامى بشود؛ و همه مسائلش مسائل اسلامى باشد. و اين بسته به اين است كه هر كس در هر جايى كه خدمت مىكند، اين مسأله در نظرش باشد كه من دارم براى خدا و براى اسلام خدمت مىكنم، نمىخواهم براى مقام، مقام چيزى نيست، مقام چيزى است كه هر چه هم زياد باشد، خوب ديگر مقام سلطنت را شما ديديد كه