صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٣ - تركيب و ماهيت ناشناخته جمهورى اسلامى براى دنيا
عصر متولد شده است كه كارشناسان و دانشمندانى كه با آن امور مأنوسه خودشان سر و كار داشتهاند، اين مولود جديد را نمىتوانند بشناسند، ايده اين مولود را هم نمىتوانند بفهمند، انگيزه حركتهاى اينها را هم نمىتوانند بفهمند و آن ايمانى [را] كه در قلب اينهاست، آنها نمىتوانند ادراك كنند. آنها سر و كارشان با يك موجودات ديگرى بوده است وراى اين مولودى كه در اين عصر پيدا شده است.
و شما ملاحظه مىكنيد كه نه نظر شما امروز به فرمانداران و فرماندهانتان مثل نظر آن اشخاصى [است كه] در سابق بودند در ارتش و نه فرماندهان شما آن نظر را به شما دارند كه سابق فرماندهان داشتند. فرماندهان سابق، زيردستان خودشان را مثل اسيران مىانگاشتند، مثل عبيد توهم مىكردند و هر گز حاضر نبودند كه با آنها در يك جمع خصوصى بنشينند و درد دل اين عزيزان را گوش كنند تا بفهمند. فرماندهان شما حالا از سنخ خود شما هستند، در آغوش خود شما هستند، چنانچه شما هم نور چشم فرماندهانتان هستيد و در آغوش آنها هستيد.
اينكه همه توطئهها خنثى مىشود و همه چيزهايى كه در دنيا براى ضد ما خرج مىشود به باد فنا مىرود، روى همين معناست كه ما يك موجود ناشناخته هستيم. اين مولود يك مولود تازه است. دنيا تازه يك همچو مولودى را به وجود آورده و تا آمدند اين را بشناسند، طولانى است وقت و اگر شناختند، همه متوجه به آن مىشوند. آنهايى كه امروز با شما مخالفت دارند، با يك موجود ناشناخته مخالفت دارند؛ نمىدانند شما چى هستيد. آن تحولى كه در همه افراد اين ملت پيدا شده است و مِن جمله ارتش و سپاه و همه قواى نظامى و انتظامى، اين تحول الهى است كه چشم و گوش دنيا نسبت به آن كور و كر است، نمىتوانند بفهمند كه شما چى مىخواهيد، نمىتوانند بفهمند كه ارتش اسلامى يعنى چه آن اسلامى كه پيش بسيارى از اين دولتها هست، آن اسلام، غير از اين اسلامى است كه شما ادراك كردهايد و آن ارتشى كه در دنيا هست، غير از اين ارتش است، اصلًا سنخش مخالف است. فرماندهان ارتش كه به هر جا ملاحظه بكنيد، ارتشيها را عبيد خودشان مىدانند و ارتشيها ملزماند به اينكه آنها را هم بالا دست و بالا دست بدانند.