صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٥ - وضعيت نيروهاى مسلح در زمان سابق و حال
از جوانى همان طور تحت ستم و تحت سلطه آنها بار بيايند تا برسند به بالا، معلوم است كه وضعشان وضع يك مردمى است كه بايد توسرى بخورند؛ خودشان را براى ساختن با اجانب و متابعت از اجانب مهيا مىكردند. امروز شما در مقابل تمام قدرتهاى دنيا ايستادهايد و در دانشكدهتان وقتى كه تحصيل مىكنيد و به جبههها مىرويد، با شوق به جبههها مىرويد و آنجا تعليم عملى مىبينيد، اين طور نيست كه فقط خواندن و نوشتن باشد؛ عمل كردن است. و يكى از بركات اين جنگ تحميلى براى ملت ما همين معناست كه ما سربازانمان و جوانان و دانشجويان افسرى ما در دانشكده افسرى، علاوه بر تحصيل دورههاى دانشكده، عملًا در جبههها حاضر مىشوند و تعليمات عملى مىبينند و در علوم عملى، اين ميزان است، نه خواندن. خواندن مقدمه عمل است و شما امروز در ميدانها عمل را هم ياد مىگيريد.
امروز شما نور چشم همه ما هستيد و ما به وجود امثال شما بايد افتخار بكنيم و شما بايد براى اسلام يك ارتش قوى و يك ارتش مستقل باشيد ارتش يكى از اركان يك كشور است و در اين زمان، پاسداران اسلام هم يكى از اركان اين كشور است. و اگر در ذهنش، ارتش يا پاسدار، حقارت ادراك بكند، اين نمىتواند براى يك ملتى مفيد باشد.
سابق تحقير مىكردند قواى نظامى و انتظامى ما را؛ فرماندهانشان و بالاتر از او مستشارى كه مىآمد، مستشاران ظالمى كه مىآمدند، تحقير مىكردند اينها را. با روح حقارت، اينها بزرگ مىشدند. امروز ملت از شما تعظيم مىكند و شما يك كسى [را] كه بالاى سرتان باشد و شما را تحقير بخواهد بكند، سراغ نداريد. نه آنهايى كه فرمانده شما هستند اهل اين هستند كه تحقير بكنند پرسنل خودشان را و نه شما آن هستيد كه تحقير را قبول بكنيد. اين مجموعه را [دشمن ما] نمىتوانند بفهمند چى هست و لهذا، نقشههايى كه مىكشند، خودشان هم مىگويند كه ما اين را نشناختهايم؛ ما مىتوانيم جاهاى ديگر را بشناسيم، لكن ايران را نشناختهايم.
اين براى اين است كه شما يك تركيب حاضرى [هستيد] كه همهاش توجه به معنويات داشته باشد، سربازش در جبههها دعا بخواند و دعاى كميل بخواند و با دعاى