صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٥٦ - تحول ملت، با عنايات خداوند
از خود مردم به جان خود مردم بريزد، هميشه بنا بر اين بوده كه يك كودتايى در خود كشور ايجاد كند. يك اختلافى در خود كشور ايجاد كند، اينها در اين صدد هستند هميشه. دست از ما برنمىدارند؛ بيدار باشد ملت ما! بيدار باشد ارتش ما! بيدار باشد پاسدارهاى ما! كميتهها، بسيج- نمىدانم- عشاير، همه اينها بيدار باشند! بفهمند كه اگر يك وقت بنا شد كه يك زمزمه خلاف بيدار شد، بدانيد كه نمونه اين است كه يك مسأله درست كنند. دانشگاه كه باز شده است، بدانند اين جوانها كه دستها ممكن است در كار باشد كه باز مسائل را طور ديگرى كنند و شماها را منحرف كنند. همان دفعه اولى كه شما از يك استاد يا از يك دانشجو يك چيز انحرافى ديديد، همان دفعه اول گزارش بدهيد تا جلويش گرفته بشود.
و من اميدوارم كه خداى تبارك و تعالى به شما عزيزان، كه عزيز اسلام هستيد، عزيز پيغمبر اسلام هستيد، عزيز حضرت ولىّ امر هستيد، به شما توفيق عنايت كند كه در راه اسلام، در راه ميهن خودتان جديت كنيد. و ان شاء اللَّه، آن بسيج عمومى كه براى يادگرفتن باشد، هم تعليمات دينى و ياد گرفتن قرآن و كتاب و هم تعليمات نظامى و اينها، يك كشور نظامى بشود؛ نظامى- الهى. يك همچو كشورى كه اين طور شد، ديگر كسى به آن طمع نمىكند؛ براى اينكه مىداند ضررش بيشتر از نفعش است.
توجه كنيد شما به افغانستان، در صورتى كه كمونيستهايش، دولتش- نمىدانم- مخالف بودند با مردم. همين عده مردمى كه مال ملت بودند و مال اسلام بودند، همه طريقه اسلامى داشتند؛ همينها تا كنون بعد از بيشتر از يك سال مقاومت كردند و شوروى را پشيمان كردند از اين كارى كه كرده است. و يكى از كسانى كه از ارتشيهاى شوروى بود و فرار كرده بود، مىگفت: تا كنون سى هزار جمعيت ارتشى شوروى در افغانستان كشته شده است. اينها مىبينند نمىشود در يك كشورى كه ملتش يك چيزى را مىخواهند، نمىشود خلافش كرد. حالا آنجا دولتشان هم موافق با آنها بود و حزب- نمىدانم- زهر مارشان هم موافق با آنها بود. اينجا كه ما نه يك حزب مخالفى داريم و نه يك دولت مخالفى داريم و [نه] يك مجلس مخالفى؛ هيچى. در اينجا بيايند چه بكنند؟ هر كوچه