صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٢٦ - ايستادگى ملت در مقابل مشكلات و سختيها
ما عروسك بدهيد و ما خودمان را تسليم كنيم. ما اين زرق و برق خارجى كه برايمان بيايد، نمىخواهيم. ما مىخواهيم مستقل باشيم؛ خودمان درست كنيم. اگر اين را ملت احساس كرد، هيچ وقت اين آزادى و اين استقلال را از دست نمىتواند بدهد، هيچ وقت بر آن طمع نمىكنند. همه طمعها [براى] اين است كه توجه كنند، اين را با او دعوا بدهند؛ اين قاضى را با آن قاضى، اين حاكم را با آن حاكم، آن استاندار را با آن استاندار، مردم را با آنها، امام جمعهها را با مردم، مردم را با امام جمعهها، از اين حرفها. اگر اين مسائل پيش بيايد، بترسيد كه به زودى- خداى نخواسته- عنايات خدا از ما سلب بشود و ما برگرديم به همان حال فضاحتى كه آن وقت بود، به حالى كه جوانهاى ما را مىبردند تا بكلى تباه كنند، مىبردند تا تمام حيثيت انسانى را از آنها بگيرند. و اگر ان شاء اللَّه، همين طورى كه شما بيدار هستيد، همين طورى كه توجه به مسائل داريد، همين طورى كه توجه به امور الهى داريد، همين طورى كه توجه داريد كه دشمنهايتان كى هستند، توجه داريد كه دوستهايتان كى هستند، اگر اين طور پيش برويد، بدون اينكه جنگى باشد و بدون اينكه نزاعى باشد، كسى بر شما [غلبه] نمىكند.
ايستادگى ملت در مقابل مشكلات و سختيها
اين هم كه مىبينيد يك گوشه كشور ما- فرض كنيد- جنگ واقع شد و دو سال هم هست و آن همه هم به ما و خودشان ضرر زدهاند، براى اين [است] كه يك ديوانهاى پيدا كردهاند، يك نفر آدم كه نفهميد چه مىكند. الآن هم آن طورى كه در روزنامهها بوده- من نمىدانم صحت و سقمش را- الآن هم مىگويند كه اين آدم به واسطه اينكه شكست خورده و بايد فرار كند، بنا دارد كه مخازن خودشان را از بين ببرد و از اين آدم بعيد ندانيد شما. اما اشخاص متفكر، اشخاص متوجه- فرض كنيد- كه همين دولتهاى ابرقدرتى كه ملتفت مسائل هستند، آنها هيچ وقت خودشان نمىآيند در ميدان. آنها هميشه اين حيوانات را وامىدارند كه بريزند به جان هم اينها و از بين ببرند اينها را. و ما بايد ايستادگى كنيم و اين توجه را داشته باشيم كه شما خيال نكنيد كه جنگ است و ما