صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٢٥ - عزت و اقتدار در پرتو استقلال
روز آسيب به ما مىرسد كه از باطن بگنديم؛ افراد باطنشان بگندد و اين گند هم سرايت كند و يك دستهاى را از بين ببرد و متعفن كند. آن دسته، دسته ديگر را، آن دسته، دسته ديگر را. آن وقت است كه كودتا مىشود و از بين مىرويد، آن وقت است كه ممالك بزرگ به شما طمع مىكنند و با دست خودتان شما را از بين مىبرند. غالب آن جاهايى كه اين دولتهاى بزرگ و اين قدرتهاى فاسد غلبه كردهاند بر مردم، با دست خود مردم به مردم غلبه كردهاند. كم اتفاق مىافتد كه يك دولتى بيايد، بريزد و خودش بخواهد كارى را انجام بدهد. هميشه نشستهاند آنجا توطئه مىكنند، آدمتراشى مىكنند در خود ملت. اگر توانستند از خود ملت يك بساطى درست مىكنند و ملت را از بين مىبرند، كشورها را از بين مىبرند. بايد ما كه يك كشورى هستيم توجه به خدا مىخواهيم داشته باشيم، مىخواهيم خودمان مستقل باشيم، مىخواهيم خودمان همين كار فقيرانهاى كه داريم، مال خودمان باشد، ما نمىخواهيم كه همه چيزهاى بزرگ را داشته باشيم و اسير باشيم.
ما البته اگر الآن هم تسليم هر كدام از قدرتها بشويم، هر چه بخواهيم به ما مىدهند. الآن هم اگر شما دولتتان، ملتتان تسليم بشويد به امريكا، سرشار همه چيز به شما مىدهند. اما چى؟ همان چيزى را مىدهند كه به حيواناتشان مىدهند، همان چيزى را مىدهند كه به اسبهايشان مىدهند، همان چيزى را مىدهند كه به نوكرهايشان مىدهند. اما اگر ما بايستيم و بگوييم نه، ما نه شرقى هستيم و نه غربى؛ نه اين را مىخواهيم، نه آن را مىخواهيم و با هيچ كس هم دعوا نداريم، هر كس با [ما] مصالحه دارد و حاضر است كه ما با استقلال خودمان زندگى كنيم، ما با او هم روابط داريم و هر كس اين معنا را ندارد، ما نمىخواهيم روابط داشته باشيم.
بالاخره، اساس يك كشورى با اتحاد مردمش [محكم] مىشود. استقلال يك كشورى اگر بخواهد حفظ بشود، بايد مردم احساس كنند كه ما استقلال مىخواهيم.
آزادى يك كشورى بايد مردم احساس كنند كه ما آزادى مىخواهيم، تنفر [داشته باشند] از اينكه ما در تحت رهبرى و- نمىدانم- در تحت ذلت كشورهاى ديگر باشيم براى شكممان. بايد ملت اين را احساس كند كه ما عروسك خارجى را نمىخواهيم كه به