گفتارهایی در اخلاق اسلامی ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٠ - بخش دوم رضا وتسلیم

بلاهای طبیعی ـ که ظاهرا می‌گوییم بلا ـ مثل سیل و زلزله از اراده انسان خارج است. ضمنا ایجاد خرابی و ناراحتی هم می‌کند. ما اگر این را به عنوان کار الهی و قضا محسوب کنیم و راضی باشیم، یعنی باید جلوی بلاها را ـ اگر می‌توانیم بگیریم ـ نگیریم. اگر بخواهیم ناراضی باشیم آنوقت صورتی پیدا می‌کند که بخواهیم جلوی ]قضای الهی بایستیم.[

استاد : نه، همان نتیجه‌ای که شما می‌گیرید که ]اگر حادثه‌ای را[ قضای الهی می‌دانیم پس نباید با آن مبارزه کنیم، این جور نیست. لزومی نداشت به سیل و زلزله مثال بزنید. به بیماری مثال بزنیم. بیماریها که به اختیار خود ما یا اختیار بشر دیگری پیدا نشده؛ ولی به هر حال ما وظیفه داریم که با بیماری مبارزه کنیم. اگر کتاب انسان و سرنوشت را خوانده باشید، در آنجا معنایش را از متون اسلامی ]ذکر کرده‌ایم.[ ما در مسئله قضا و قدر می‌بینیم از خدا در دعاها می‌خواهیم که خدایا قضای خودت را تغییر بده؛ خدایا از تو می‌خواهیم که قضای خودت را در اینجا تغییر بدهی. ما تا این حد تغییر دادن قضا را در اختیار خودمان می‌دانیم. ما قضای تغییرپذیر داریم و تغییر ناپذیر، و در قضاهای تغییر پذیر احیانا ما تکلیف داریم. در آنجا دو حکایت هم ذکر کرده‌ام یکی از عمر بن الخطّاب و یکی از حضرت امیر، که خیلی نزدیک به همدیگر است؛ تعبیراتْ کمی فرق دارد.

نوشته‌اند که حضرت امیر در پای دیوار کجی نشسته بود، یکوقت متوجه شد دیوار کج است و خطر خراب شدن دارد. فورا بلند شد و رفت جای دیگری نشست. شخصی به حضرت عرض کرد: اَتَفِرُّ مِنْ قَضاءِ اللهِ؟ از قضای الهی فرار می‌کنی؟ فرمود: اَفِرُّ مِنْ قَضاءِ اللهِ اِلی قَدَرِ اللهِ[١] از قضای


[١] . بحارالانوار ج ٥ / ص ٩٧.