گفتارهایی در اخلاق اسلامی ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٢ - بخش دوم رضا وتسلیم

است ـ نه تنها چیز خوبی نیست بلکه چیز بدی است. حتی آنهایی هم که ناراضی هستند می‌فهمند این بد چیزی است ولی می‌گویند «چه بکنیم ما؟! خوبی و بدی ]رضایت و نارضایتی از عالم در تغییر وضع موجود[ اثر ندارد.»

می‌دانید که بعضی از فلاسفه را فلاسفه بدبین و بعضی را فلاسفه خوش‌بین می‌نامند، بعضی بدبینان به عالم هستند و بعضی خوش‌بینان؛ بعضی خندانند و بعضی گریان. دو تا فیلسوف هستند در یونان، یکی هراکلیت و یکی ذیمقراطیس؛ ذیمقراطیس را فیلسوف خندان و هراکلیت را فیلسوف گریان می‌گویند. حالا اگر کسی از عالم ناراضی باشد، چه طرْفی می‌بندد؟ و جز اینکه خودش را خرد می‌کند چه نتیجه‌ای می‌برد؟ بر عکسِ آن کس که به نظام عالم بدبین نیست و حتی در هر بدیی نیکی می‌بیند، به این معنا که هر جریانی هر اندازه بد باشد، بدِ مطلق نیست یعنی انسان در برخوردش با آن جریان، می‌تواند آن را تبدیل به یک جریان خوب کند. وقتی که کسی می‌آید امام حسین را می‌کشد، برای آن قاتل این مقدار بدی و شقاوت است، امام حسین هم می‌توانست برخوردش با او به گونه‌ای باشد که برای او هم شقاوت باشد، ولی برخورد امام حسین با حادثه‌ای به این بدی به شکلی می‌شود که حداکثرِ سعادت را برای او تأمین می‌کند. آنوقت او از نظر خودش، از نظر برخوردی که با او شده و از نظر عکس‌العملی که خودش در مقابل این حادثه به وجود آورده است حداکثر رضایت را دارد. او راضی است، برای اینکه او توفیق شهادت یعنی عالیترین مقام یک انسان را پیدا کرده است.

حالا فرض کنید که در بسیاری از حوادث که بکلی از اختیار ما خارج است و اصلا تفوّه به اینها عاقلانه نیست بنده فکر کنم و بگویم اگر من پسر فلان کس می‌بودم چقدر بهتر بود! چرا فلانی پسر فلانی است و