گفتارهایی در اخلاق اسلامی ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٤ - بخش دوم رضا وتسلیم
قابل تغییر است مثل مثالهای آخر خودتان که فرمودید مثلا جسم آدم یک جور خلق شده، آدم از یک پدر و مادری به وجود آمده که این تغییر در اختیار خودش نیست، اگر تنها رضایت دادن به این مطرح باشد و این همه تعریف، که این، مبحث اخلاقی نمیتواند باشد؛ هر عقل سلیمی با یک استدلال ساده منطقی میداند که باید به اینها تن در بدهد و قابل تغییر نیستند.
اما همان مَثَل امام حسین که جناب عالی میزنید و میگویید امام حسین راضی بود و خودش هم در روایات و در گفتههایش این را میگوید، راضی بود به چه؟ اگر آن اوضاع درست بود که راضی نباید باشد، تمام وقایع ناگوار بود و باید ناراضی باشد و اصلا فعالیتش از نارضایتی شروع شد و اگر ما مبنا را بر این قرار بدهیم که در زندگی وضع موجود خوب است مسلما هیچ کاری انجام نمیدهیم حتی برای زندگی شخصی خودمان.
من روی هم رفته نفهمیدم آن رضایتی که اسلام میپسندد و باید انسان به آن راضی باشد غیر از این دو سه مثل آخر که جزء بدیهیات است چیست و آن عدم رضایت چیست. معمولا هم تمام عوامل به دست بشر قابل تغییر است؛ حالا صد در صد نباشد مسلما یک مقدار قابل تغییر است. حتی آن قوای جسمانی که مَثل میزنیم آنها هم قابل تغییرند یعنی اگر آدم تصمیم بگیرد مقداری از اینها را تغییر بدهد میتواند تغییر بدهد. به هر حال آنچه که باید به آن راضی نباشد و آنچه که باید به آن راضی و تسلیم باشد چیست. میخواستم توضیح بیشتری در این مورد بدهید.