گفتارهایی در اخلاق اسلامی ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٩ - بخش دوم رضا وتسلیم

یک شخص مریض می‌شود. او را پیش حاذقترین دکتر می‌برد. بچه‌اش است، خیلی برایش زحمت کشیده، امید و آرزو دارد. با تمام فعالیتی که می‌کند این بچه از دستش می‌رود. اینجاست مصداق رضا و تسلیم به امر خدا.

باز مثال بارز خود واقعه کربلا است. امام حسینی که علیه اوضاع موجود ناراضی است قیام می‌کند، فعالیتش را می‌کند؛ در چه لحظه‌ای می‌گوید: اِلهی رِضی بِقَضائِک صَبْرآ عَلی بَلائِک؟ در آن لحظه‌ای که دیگر کار بر خلاف میل خودش و بر خلاف مصلحت اجتماع انجام یافته. آنجا این صحبت پیش می‌آید. یعنی رضای به قضای الهی و رضای به رضای الهی در مواردی است که بشر آنچه که لازمه فعالیت بوده کرده، اوضاع و احوال هم مبین این است که اگر این وضع پیش نمی‌آمد بهتر بود، مع ذلک باید در آنجا بگوید من که عضو کوچکی از این دنیای بزرگ هستم و گرداننده بزرگی هست و این وضع هم به نظر من ناجور بوده و فعالیتم را کردم برای اینکه پیش نیاید؛ پس یک حکمتی هست. رضای خدا در این بوده، خدا این مصلحت را در این واقعه می‌دانسته. این، مصداق رضاست.

استاد : حالا من یک تأییدی برای بیان آقای مهندس تاج عرض بکنم. در روایتهای ما آمده[١] که کسی می‌گوید من رفتم خدمت حضرت صادق؛ دیدم امام نگران است و زود به زود بلند می‌شود می‌رود اندرون و برمی‌گردد. سؤال کردم که علت نگرانی چیست؟ گفتند امام فرزندی دارند که سخت مریض است. یک نوبت امام رفت، بعد که برگشت و آمد دیدیم حالش خیلی به جا آمد و دیگر نشست با ما به صحبت کردن و


[١] . چند روایت است.