گفتارهایی در اخلاق اسلامی ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨١ - بخش دوم رضا وتسلیم

هم وجود ندارد.

پس امام حسین در عین اینکه از دشمن خودش ناراضی است حداکثر دفاع را از خودش می‌کند و به نام رضای الهی و تسلیم به امر الهی تسلیم ابن زیاد نمی‌شود. می‌گوید: رِضی بِقَضائِک وَ تَسلیمآ لاَِمْرِک، اما «رِضی بِقَضائِک» برای امام حسین «رِضی بِیزید» نیست؛ «تَسلیمآ لاَِمْرِک» امام حسین «تسلیمآ لامر ابن زیاد» نیست. یعنی در آن جهت که این عالم به خدا انتساب دارد و قانون خلقت ایجاب کرده که بالاخره این جریانها به اینجا منتهی شود و امام حسین هم شهید شود، در آنچه که مربوط به خداست راضی است؛ یعنی نه تنها مخالف نیست خشنود هم هست. ولی معنای این خشنودی و این تسلیم برای کسی مثل امام حسین این نیست که تسلیم امر ابن زیاد هم بشود؛ بلکه در مقابل ابن زیاد می‌گوید: لا، وَاللهِ لا اُعْطیکمْ بِیدی اِعْطاءَ الذَّلیلِ وَ لا اَفِرُّ فِرارَ الْعَبیدِ[١] و[٢] نه، من هرگز دستم را به دست اینها نمی‌گذارم، تسلیم اینها نمی‌شوم، می‌جنگم تا وقتی که شهید بشوم.

رضا، یکی از اسباب سعادت بشر

حال ببینیم اساسا این رضایت، رضا به طور کلی به آنچه که قانون خلقت است خوب است یا خوب نیست. اکنون که فهمیدیم معنی رضا چیست و این رضا با آنچه که به نام عمل، امر به معروف و نهی از منکر، دعوت، دعا، تکلیف و مانند اینها آمده است منافات ندارد، اساسا خود این رضا، در آن جایی که باید باشد ـ که ما می‌گوییم باید باشد ـ آیا خوب است یا نه؟ به نظر می‌رسد این خودش یکی از اسباب سعادت بشر است. نارضایتی از خدا ـ که در واقع معنایش نارضایتی از ساختمان عالم


[١] . بحارالانوار ج ٤٤ / ص ١٩١.

[٢] . یا: لا اُقِرُّ اِقْرارَ الْعَبید.