گفتارهایی در اخلاق اسلامی ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٤ - بخش اول توکل

و حقیقت توکل است. ]به عبارت دیگر اگر انسانی در راه[[١] آرمان مقدس فعالیت کند و نیتش خالص باشد جهان کور و کر و بی‌طرف نیست بلکه حمایت و تأییدی می‌کند. ولی البته این هم مثل دعا در حدود مصالح کلی نظام عالم است. رضا که پشت سر توکل می‌آید برای این است که اگر ]مورد توکل[ بر خلاف نظام کلی عالم باشد آنجا دیگر جای رضاست. درباره رضا بعد بحث می‌کنیم.

اگر چنین چیزی حقیقت باشد، بشر از نظر تربیتی، روحی، روانی به چنین حقیقتی نیاز هم دارد و صد در صد مطابق با نیاز بشر است؛ چون انسان همیشه در راه آرمانهای مقدس باید از منافع شخصی خودش بگذرد و درواقع یک نوع قمار بازی در عالم بکند؛ اگر چنین اعتماد و تکیه‌ای داشته باشد که یک دستی هست که من وقتی خودم را در این دریای حوادث انداختم می‌آید پشت سر من و مرا حمایت می‌کند، بسیار با نیاز روحی بشر هم منطبق است.

شواهدی از قرآن و حدیث

حال واقعا در منطق اسلام همین طور است؟ یا اسلام هم همان توکلی را که به یهودیهای زمان حضرت موسی نسبت دادم می‌گوید؟ یعنی آیا قرآن و اسلام می‌گوید در حدودی که در امکانات بشر هست بشر باید فعالیت خودش را بکند و در ماورای آن به خدا واگذار کند، یا بشر در حدود مَقْدُرَت خودش هم نایب بگیرد، اصلا برود بنشیند خدا کار را انجام بدهد؟ عرض کردیم این طور نیست.

ولی شواهدی را هم به عنوان تأیید عرض می‌کنم. در آن جلسه فقط همان داستان معروف «اِعْقَلْ وَ تَوَکلْ» را عرض کردم، حالا یک قسمتهای


[١] . [افتادگی از نوار صوتی است.]