گفتارهایی در اخلاق اسلامی ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٠ - بخش سوم صبر
حُسْنَ ثَوابِ الاْخِرَةِ خدا هم، هم پاداش دنیا به آنها داد و هم پاداش نیک آخرت. وَ اللهُ یحِبُّ الْـمُحْسِنینَ[١] .
ببینید! این آیه یکی از آن آیاتی است که در آن «صبر» آمده. اینجا صبر چه مفهومی دارد؟ اصلا شما میتوانید صبر را در جایی بیاورید که مفهومی عالیتر و رشیدتر از این هم داشته باشد؟ آنوقت این چقدر بیانصافی است که آدم بیاید به اسلام حمله کند و بگوید اسلام دستور صبر داده، بعد صبرِ اسلام را این طور بیان کند که اسلام گفته همین جور دست روی دست بگذار، به انتظار بنشین، ببین روزگارْ خودش چه میکند. حتی ادبای ما هم با اینکه افکار صوفیانه تا اندازهای اثرهای سوئی در آنها داشته ولی در عین حال قطعههای خیلی خوبی درباره صبر در آثارشان پیدا میشود. قطعه شعری از ناصر خسرو را که خیلی عالی است میخوانم :
بررس به کارها به شکیبایی زیرا که نصرت است شکیبا را
مفهومِ همان شعر منسوب به حضرت امیر است.
باران به صبر پست کند گرچه نرم است روی آن که خارا را
میگوید باران با این همه نرمی، به مداومتْ کوه را چنین میکند.
از صبر نردبانْت بباید کرد گر زیر خویش خواهی جوزا را
اگر میخواهی بر افلاک مسلط شوی باید صابر باشی.
یوسف به صبر خویش پیمبر شد رسوا شتاب کرد زلیخا را
عجله، زلیخا را رسوا کرد.
یاری ز صبر خواه که یاری نیست بهتر ز صبر مر تن تنها را[٢]
آخرِ این شعر مضمون آیه قرآن است. میگوید «یاری ز صبر خواه» از